جهت عضويت در Donbaler و دنبال کردنِ رها تمايل داريد ؟!

دنبالر یک میکروبلاگ چند رسانهای است که کاربران آن میتوانند یک ارسال با طول 1000 کاراکتر بهمراه تصویر، ویدئو، لینک و فایل داشته و با دنبال کردن کاربرانِ شبکه، افکار و نظرات خود را با سایرین به اشتراک بگذارند. گروهها، کارمندان، همکاران و انجمنها با ایجاد یک گروه عمومی یا خصوصی قادر به ارتباط با یکدیگر و اطلاع رسانی بوده و به کمک تکنولوژی RSS میتوانند تازه ترینهای شبکه را پیگیری نمایند. دنبالر توسط هر وسیلهی متصل به اینترنت از جمله تلفن همراه دنبالپذیر بوده و امکان ارسال پست توسط پیامک (SMS) را دارا میباشد!
بعد از مدت ها در آغوشت نشسته بودم آرام و ساکت . گرمی
14 سال و 25 روز و 23 ساعت و 46 دقيقه قبلدستانت را بر روی تن یخ زده ام چه عاشقانه حس می کردم . نگاهی
به چشمان عاشقم انداختی ........ پاکی نگاهت تنم را به لرزه
انداخت .............
چه حس زیبایی بود در آغوش تو بودن .........................
اشک در چشمانم حلقه زده بود . درد دلم را از نگاهم
خواندی .................
چشمانت را بستی و شروع کردی به خواندن ................
آرام زمزمه می کردی دلم گرفت ای هم نفس پرم شکست تو
این قفس ..................
دستم را باز کردم تیغ در دستانم برقی زد......لحظه های آخر بود
همیشه آرزو داشتم در آغوش تو بمیرم و این بهترین فرصت بود .......
آرام تیغ را بر روی دستانم گذاشتم ناگهان ترس عجیبی تمام وجودم را
فرا گرفت دستانم می لرزید اما فرصتی نداشتم باید قبل از آنکه
چشمانت را باز کنی کار را تمام می کردم ........
تیغ را روی دستم کشیدم خون به سرعت از بدنم خارج می شد
دست هایم را مشت کردم و فشار دادم تا مبادا از شدت درد تکان
بخورم و تو چشمت را باز کنی .....................
لحظه های آخر بود در کنار تو در آغوش تو جان دادن لذت عجیبی
داشت و تو هنوز زمزمه می کردی
صدایت را برای آخرین بار می شنیدم . دستت را آرام بر روی لبهایم
کشیدی برای آخرین بار دستان نجیبت را بوسیدم و چشم هایم را به
روی همه تنهایی ها بستم
بدنم یخ زده بود . سرمای ناگهانی بدنم تو را به خودت آورد چشمانت
را باز کردی و دیدی از من تنها یک لباس خونی و دستمالی خیس از
اشک برایت باقی مانده .................................