دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

میدهم این آغوش به اندازه ی تمام تنهایی‌‌های تو باز است/ بگذار خیالِ خامِ یک شهر هرز بپرد/ بگذار تو را عریان ، آویزه ی خوابشان کنند/ بگذار سینه ی بی‌ ستاره ی مرا نفرین کنند /بگذار ما ساحره‌‌ای شود ، سوخته در سیاهی چشمانشان دنیایِ تو همین جاست /کنارِ کسی‌ که قسم می‌‌خورد به حرمتِ دست‌هایِ تو /کنارِ کسی‌ که با می‌‌کند ، با موهای ‌ ...کنارِ کسی‌ که حرام می‌کند خوابِ خودش را بی‌ رویایِ تو /کنارِ کسی‌ که با غمِ چشم‌هایِ تو غروب می‌کند/ غروب محبوب من !!! غروب !!! همان جایی‌ که اگر تو را از من بگیرند ، سرم را میگذارم تا بمیرم پناهت میدهم پناهت میدهم میانِ خیرگیِ هزاران نگاهِ آلوده همان بهتر که اصلا هیچ دستی‌ ، به دست‌هایِ مهربانِ تو نیاید....

1391/06/07 - 22:10 در سیاه مشق های یک دیوانه
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)