دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

يک نفس با ما نشستی خانه بوی گل گرفت / خانه‌ات آباد کاين ويرانه بوی گل گرفت / از پريشان گويی‌ام ديدی پريشان خاطرم / زلف خود را شانه کردی شانه بوی گل گرفت / ... ! [علی آذرشاهی (آتش)]

1391/06/08 - 00:14 در بروبکس توییت
1 ديدگاه
✔ عـلـ[بابا]ــی

پرتو رنگ رخت با آن گل‌افشانی که داشت
در زيارتگاه دل پروانه بوی گل گرفت

لعل گلرنگ تو را تا ساغر و می بوسه زد
ساقی انديشه‌ام پيمانه بوی گل گرفت

عشق باريد و جنون گل کرد و افسون خيمه زد
تا به صحرای جنون افسانه بوی گل گرفت

از شميم شعر شورانگيز «آتش» عاشقان
ساقی و ساغر می و ميخانه بوی گل گرفت

14 سال و 23 روز و 9 ساعت و 9 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)