دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

دوش دور از رویت ای جان، جانم از غم تاب داشت / ابر چشمم بر رخ از سودای تو سیلاب داشت / نز تفکر، عقل مسکین، پایمال صبر دید / نز پریشانی دل شوریده، چشم خواب داشت / ... !

1391/06/12 - 18:16 در بروبکس توییت
1 ديدگاه
✔ عـلـ[بابا]ــی

کوس غارت زد فراقت، گرد شهرستان دل
شحنه عشقت، سرای عقل در طبطاب* داشت

نقش نامت کرده دل، محراب تسبیح وجود
تا سحر تسبیح گویان، روی در محراب داشت

دیده‌ام می‌جست، گفتندم نبینی روی دوست
عاقبت معلوم کردم، اندرون سیماب* داشت

روزگار عشق خوبان شهد فائق می نمود
باز دانستم که شهدآلوده زهر ناب داشت

«سعدی» این ره، مشکل افتاده ست در دریای عشق
کاول، آخر در صبوری اندکی پایاب* داشت

سعدی

طبطاب: آن چوب که گوی بر آن براندازند، نوعی چوگان.
سیماب: جیوه، ترکیب سیم(نقره، جیوه)+آب
پایاب: آب کم عمق که پا به کف آن می رسد.

14 سال و 18 روز و 15 ساعت و 45 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)