دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

جهان سایه ی توست روش از تو دارد / ز نور تو باشد بقا و فنایش / منم مهره ی تو فتاده ز دستت / از این طاس غربت بیا درربایش / بگیرم ادب را ببندم دو لب را / که تا راز گوید لب دل گشایش / ... ! [مولانا]

1391/06/12 - 20:09 در بروبکس توییت
3 ديدگاه
✔ عـلـ[بابا]ــی

دلی کز تو سوزد، چه باشد دوایش؟
چو تشنه ی تو باشد که باشد سقایش

چو بیمار گردد به بازار گردد
دکان تو جوید لب قندخایش

تویی باغ و گلشن تویی روز روشن
مکن دل چو آهن مران از لقایش

به درد و به زاری به اندوه و خواری
عجب چند داری برون سرایش

مها از سر او چو تو سایه بردی
چه سود و چه راحت ز سایه همایش

چو یک دم نبیند جمال و جلالت
بگیرد ملالی ز جان و ز جایش

جهان از بهارش چو فردوس گردد
چمن بی‌زبانی بگوید ثنایش

جواهر که بخشد کف بحر خویش
فزایش که بخشد رخ جان فزایش

جهان سایه ی توست روش از تو دارد
ز نور تو باشد بقا و فنایش

منم مهره ی تو فتاده ز دستت
از این طاس غربت بیا درربایش

بگیرم ادب را ببندم دو لب را
که تا راز گوید لب دل گشایش

14 سال و 18 روز و 14 ساعت و 17 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)