دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

خانه را از دوش عشق برداشتم عکس را از قاب یاد را از تخت و قلبم را از کنار آینه ات .. دوستی چمدانی شد برای من تا قشنگی ِ زندگی برای تو بماند --

1391/06/13 - 14:10 در میکده
5 ديدگاه
Rahil

واووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو،خیلی قشنگ بود!ازاین به بهد بهت میگم عموشاعره... خوشت میاد عمو؟راستی عموی منم میشی لطفا؟

14 سال و 17 روز و 15 ساعت و 26 دقيقه قبل
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙

دست از دستت که می کشم
حسرت همین روزهای کذایی
در دلم تاب می خورند
آینده چیزی نیست
که بشود پنهان اش کرد !
باید از همین جا شعر را
قیچی بزنم
هفته ها و ماه ها و سالها را رد کنم
بدوزم به یک سطر مانده به آخر ..
من حالم برای تاب آوردن خوب نیست .

14 سال و 17 روز و 15 ساعت و 11 دقيقه قبل

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)