دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

فنجانم را بر می نوشم و قهوه را می کاوم فنجانم را بر می نوشم و قهوه را می کاوم

1391/06/15 - 11:45 در اشعار فارسی
1 ديدگاه
آناهیتا

فنجانم را بر می نوشم و قهوه را می کاوم



فنجانم را بر می نوشم و قهوه را می کاوم





فنجان قهوه را می نوشم

مثل تمام خاطرات

در تمامی شهرها

که با دست مرا می بینند



فنجان را بازبرمی گرداند:

" درون اش موجی است

که به صخره ای می خورد."



من از این همه

آمد و شدو گشت

خسته ام



من در این شهر خواهم ماند

نه برای تو

نه برای من

برای خودم

تا عصر کنار رودخانه

کنار پل اللهوردی خان

کنار این همه عابر

بنشینم

و خسته شوم



و ندانم که چرا دیگر نمی خواهم

جایی دیگر باشم



"و به دریا باز می گردد."

14 سال و 15 روز و 22 ساعت و 51 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)