چهارتایمان را می گیرند عقدی با چهل تایمان نرد عشق می بازند هر چه بگویی وقتی قبول است که دو نفرشان تصدیق کنند با تو مشورت بی مشورت که مشورت با تو نعوذبالله... این چه افکاری است شیطانکی که شایعه است از دنده چپش افریده شده ای اوضاع پیچیده ای داری تو باید اهل مطبخ باشی آنقدر بپزی شاید یک روز پخته شوی و انقدر اب پز کنی تا بخار از سوراخهای دماغت فوران کند رفیق حجره و گرمابه و گلستان می خواهدت ندیم صبور شبهایی که از بس ظلمانی تشبیهی برایشان نیست حتی وقتی در محراب عبادتی در سجودی بی پایان و بی خویش گویی او خدای تست حکمش حکم خداست باید سر بنهی می فهمی که چه می گویم باید گرم باشی در شبهای سرد زمستان و خنک وقتی مرداد بیداد می کند کدام بهشت زیر قدمهای تست به زیر پاهایت نگاه کن نه کف سرسرای سلیمانی با آب نمای شاداب شیشه ای و رقص ماهی های سر خوش بازیگوش نه کف کوره سوزان جهنم تو بر کف ندانم کاری،نباید بدانی،نباید بخوانی،نمی دانی ، نمی توانی،نمی فهمی قدم گذاشته ای عجب اوضاع پیچیده ای داری شایعه است بهتر است نوشتن نتوانی که به اجنبی ننویسی مستحب است نماز را در پستوی خانه ات بخوانی پستو پستو یعنی مامن