وقتی خداوند آدم و حوا را خلق کرد، بهشون گفت: دو هدیه برام مونده "اولی هنر جیش کردن ایستاده است" آدم نذاشت حرف خداوند تموم بشه و فریاد زد : برای من !برای من !! خواهش میکنم پروردگارا، زندگی منو خیلی آسون میکنی! حوا سرش را تکون داد به معنای رضایت! به این صورت خداوند این هدیه را داد به آدم و آدم شروع کرد به فریاد خوشحالی و به دویدن در باغ و جیش کردن کنار هر درختی و درختچه ... خداوند و حوا خیره به آدم نگاه میکردند. حوا از خداوند پرسید: دومین کادو چیست؟ خداوند فرمود : عقل دخترم ! عقل ! اون مال تو است !