دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

تـــمام گرفتاریم از دل است دل من گرفتار آب و گل است کجا محرم راز مــــن می شود دلی کز حضور خدا غافل است نمی خواهم ای عشق بینم دگر کسی را که در بین ما حائل است چه سودی به ما شب نشینان دهد چراغی که خاموش در محفل است بهایی ندارد به بازار عشــــــق دلم مثل یک سکه ی باطل است بـــگیرید دســـــت مــــرا همراهان که دیری ست پای دلم در گل است دل غــــــافـــل من ندانســــته بود که دور از خدا زندگی مشکل است و با این هــــــمه گــردن جان من بر ابروی محرابی ات مایل است بکـــــش تیغ و بردار ســـر از تنم و هر چند این هدیه نا قابل است

1391/06/22 - 23:44
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)