دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

دل روشنی دارم ای عشق / صدایم کن از هر کجا می توانی / صدا کن مرا از صدفهای سرشار باران / صدا کن مرا از گلوگاه سبز شکفتن / صدایم کن از خلوت خاطرات کبوتر / بگو پشت پرواز مرغان عاشق چه رازیست / بگو با کدامین نفس میتوان تا کبوتر سفر کرد / بگو با کدامین افق میتوان تا شقایق خطر کرد؟ / ... ! [محمد رضا عبدالملکیان ☼ نقاشی زیبای رنگ روغن، اثر استاد محمد سعید معطریان]

1391/06/24 - 13:34 در بروبکس توییت
1 ديدگاه
✔ عـلـ[بابا]ــی

مرا مي شناسي تو اي عشق
من از آشنايان احساس آبم
و همسايه ام مهرباني است
و توفان يک گل مرا زير و رو کرد
پرم از عبور پرستو
صداي صنوبر
سلام سپيدار
پرم از شکیب و شکوه درختان
و در من طپشهای قلب علف ریشه دارد
دل من گره گیر چشم نجیب گیاهست
صدای نفسهای سبزینه را میشناسم
و نجوای شبنم
مرا میبرد تا افقهای باز بشارت

مرا مي شناسي تو اي عشق
که در من گره خورده احساس رويش
گره خورده ام من به پرهاي پرواز
گره خورده ام من به معناي فردا
گره خورده ام من به آن راز روشن
که می آید از سمت سبز عدالت

دل تشنه اي دارم اي عشق
صدایم کن از بارش بید مجنون
صدایم کن از ذهن زاینده ابر
مرا زنده کن زیر آوار باران
مرا تازه کن در نفس های بارآور برگ

مرا خنده کن بر لباني
که شب را نگفتند
مرا آشنا کن به گلهاي شوقي
که اين سو شکستند و آنسو شکفتند

دل نورسي دارم اي عشق
مرا پل بزن تا نسيم نوازش
مرا پل بزن تا تکاپوي خورشيد
مرا پل بزن تا ظهور جوانه
مرا پل بزن تا سحر
تا سبدهای بار آور باغ

دل عاشقي دارم اي عشق
صدايم کن از صبر سجاده ي شب
صدايم کن از سمت بيداري کوه
صدایم کن از اوج یک شیهه بر قله صبح
صدایم کن از صبح یک مرد بر مرکب نور
صدایم کن از نور یک فتح بر شانه شهر

تورا ميشناسم من اي عشق
شبي عطر گام تو در کوچه پيچيد
من از شعر، پيراهني بر تنم بود
به دستم چراغ دلم را گرفتم
و در کوچه عطر عبور تو پر بود
و در کوچه باران چه يکريز و سرشار
گرفتم به سر چتر باران
کسي در نگاهم نفس زد

و سرتاسر شب پر از جستجوي تو بودم
و سرتاسر روز پر از جستجوي تو هستم
صدايم کن اي عشق
صدايم کن از پشت اين جستجوي هميشه.

14 سال و 6 روز و 14 ساعت و 52 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)