مادر ساده دل مظلوم من............چه کسی پیش بینی می کرد دست روزگار اینچنین ترا تنها بگذارد...........خیر سرمان بچه های مقبولی هستیم.....به قول خودت یکی از یکی بهتر!!!!!!!!!!!! حالا روزها می گذرد بی انکه عصای دستت سری به تو بزند.......آنقدر گیرهای چرند در زندگی هامان هست که گاه ترا ساعت ها چشم انتظار تلفنی می گذاریم....... وای برمن!!!!!!!!!!!وای برما!!!!!!!!!!!!خیر سرمان همه آدم های معتقدی هستیم!!!!!!!!!!!! اویس قرنی مال قصه هاست که دیدن پیامبر خدا را واگذاشت و به مادر پرداخت!!!!!!! آفتاب قیامت که هیچ سایه ای برای فرار از او نیست که هنوز نتابیده!!!!!!!!!!!! دلم خون می شود مادر............وقتی با بغض واگویه می کنی.......... دلم هزار پاره می شود که انقدر زیر بار خرده فرمایشات له شده ام که وقتی به تو می رسم عوض اینکه من دلم برای تو بسوزد تو می گویی چرا رنگت زرد و سیاه است دخترم؟؟؟؟؟؟؟؟ ای خاک بر سر دنیا که اسیرمان کرده..........ای خاک برسر نالایق مان که ترا هراسان کرده از عاقبتت!!!!!!!!!!!!! حتی زبانم نمی چرخد بگویم مارا ببخش مادر.........مشیت الهی هر چه هست اجرا خواهد شد...
1391/06/25 - 13:19 در
درد دل ..


14 سال و 6 روز و 19 ساعت و 22 دقيقه قبل. . .
تسلیم کلام خواهم شد
ممنون دوست عزیز
14 سال و 6 روز و 19 ساعت و 17 دقيقه قبل....
شک ندارم که خدا ترا دوست دارد اما ما را
تو برایمان دعا کن مادر....
.......که خدا کمی شفقت در دلهای ما قرار دهد
که تا دیر نشده ترا دریابیم