دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

@hemetaf ....من گمان می‌کنم، جایی کلامی جا مانده‌است ؛؛ میان لبخندهامان که این‌همه سایه می‌افتد میان ، بودن من و نبودن تو، که این‌ همه دستانمان باور نمی‌کنند ، آفتاب را که گل نمی‌دهد درخت یاس کنج حیاط که تو فردا می‌شوی ؛ من امروز و دیروز را می‌بافم به‌هم که صداها بی‌صدا می‌شوند... نگاه‌ها خیره می‌مانند که هیچ نمی‌گذرد هیچ نمی‌آید ؛ من گمان می‌کنم ما جا مانده‌ایم میان کلام!

1391/06/26 - 15:40 در درد دل ..
8 ديدگاه
hemetaf

منم گمان میکنم گمانتان کاملا صحیح است ...!

مث همیشه عالیه سید.ممنونم.

14 سال و 4 روز و 3 ساعت و 55 دقيقه قبل
نيلـــوفر

ببخشید میام تو خطابت سید...ایشون همون فاطمه خانومه خودمونن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

14 سال و 4 روز و 3 ساعت و 52 دقيقه قبل
hemetaf

سلااااااااااااااااااااااام نیلوفر جون. فک کنم خودم باشم !!!!

14 سال و 4 روز و 3 ساعت و 48 دقيقه قبل
نيلـــوفر

ســـــــــــــلام به روی مـــــــــــاهتــــــــــــــــــون.......دلم خـــــــــــــــــیلی براتون تنگ شده بود فاطمه خانـــــــوم..

14 سال و 4 روز و 3 ساعت و 45 دقيقه قبل
hemetaf

مرسی عزیزززززززززم.فدای مهریونیت نیلوفر جون.منم دلتنگتون بودم گلم.

14 سال و 4 روز و 3 ساعت و 42 دقيقه قبل
نيلـــوفر

به داداشم گفته بودم یه پیغام بده بهتون از طرفِ من ..اما الان که این خطاب سید و دیدم...از خوشحالی بال دراوردم...

خـــــــــــــــــــــیلــــــــــــــــــــــــی خوش امدین...خــــــــــــــــــیلی خوشحـــــــــــــــــالم هستین....

14 سال و 4 روز و 3 ساعت و 38 دقيقه قبل
hemetaf

تو که عزیزدلی نیلوفر جون.
منم خوشحالم میبینمت سرکار ٍ خانوم گل مرداب....

14 سال و 4 روز و 3 ساعت و 36 دقيقه قبل

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)