دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

Hasti_Raha
Hasti_Raha
hasti_raha

دل آسوده من ، لانه پاک کبوتر بود که چتر شاخساران بر فرازش سایه گستر بود ...

1391/06/27 - 12:40 در درد دل ..
1 ديدگاه
Hasti_Raha

شبی فریاد خشم آلوده ی طوفان

گریزان کرد از وحشت ، کبوتر بچگانش را

از آن پس لانه ویران شد ، بهار از او گریزان شد

دهان شبنم آلودش پر از خاک بیابان شد

پر از خاکی که می پوشاند شب های آسمانش را

تهی شد سینه اش مانند دام خالی صیاد

هم از آوا ، هم از فریاد

نه فریادی که گاه از خشم ، بفشارد گلویش را

نه آوایی که گاه از شوق ، بگشاید دهانش را

تو از راه آمدی ، با بالهای آفتابی رنگ

فضای تیره اش را بار دیگر روشنی دادی

ز شر فتنه های آسمانش ایمنی دادی

به همراه خود آوردی بهار جاودانش را

از این پس دیگرم دل ، آشیان بی کبوتر نیست

نگاه او به دنبال کبوترهای دیگر نیست

تو از راه آمدی ، ای مرغ صحراهای تنهایی

پس از چندین شکیبایی

درنگت جاودانی باد در ویرانسرای من

بمان دیگر ، بمان دیگر برای من !

بمان ، تا لانه ی دل باز گوید داستانش را

بمان ، تا شوق دیدار تو بگشاید زبانش را ...

14 سال و 4 روز و 16 ساعت و 24 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)