دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

@alireza در آيينه مي افتاد وقتي که باد مي آمد و آشفته ام ميکرد، وقتي که غروب ميرفت و نا تمام ميماندم، در آيينه مي افتاد و خدا بازتاب تو بود و تو بازتاب خدا که در آيينه مي افتاد. (فروغ فرخزاد) نبـودم کـ ه بگــ ـم. . . ِ

1391/06/27 - 15:09 در کیک تولد
11 ديدگاه
alireza

مرسیییییییییییییییی.
ش. گذاشتن گل های روی میز
ش. تقسیم کردن کیک

ش. باز کردن کادو

14 سال و 1 ماه و 21 روز و 7 ساعت و 58 دقيقه قبل
alireza

همین که یادت ه ، یکصد هزار تا ممنون .
زمان ارسال پست مهم نیست گلپری
ش.خوشحالی بی وصف

14 سال و 1 ماه و 21 روز و 7 ساعت و 42 دقيقه قبل
گـلـپــری

خوشحالم که خوشحالی

مثل همیشه مهربون

راستی رسیدن بخیر

14 سال و 1 ماه و 21 روز و 7 ساعت و 33 دقيقه قبل
گـلـپــری

خسته نباشین

به جاش دو روز دیگه دوباره باید راه بیفتی

14 سال و 1 ماه و 21 روز و 7 ساعت و 21 دقيقه قبل
alireza

هفته ی اول آغاز کلاس ها در دانشگاه
سطح اساتید تو تابستون بالا بوده. خداکنه بشه اساتید دانشگاه خودم رو تحمل کنم

14 سال و 1 ماه و 21 روز و 6 ساعت و 49 دقيقه قبل
گـلـپــری

از دست ِ تو

وسط ِ کلاس پا میشی به اساتید درس میدی حتمن اساتید امروزی خیلیاشون درس دادنی هستن واقعا

14 سال و 1 ماه و 21 روز و 6 ساعت و 46 دقيقه قبل

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)