دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

@باران بهاری !ﺗﻮﺑﺨﻮاﻩ ﭘﺎﺳﺦ ﭼﻠﭽﻠﻪ ﻫﺎرو ﺗﻮﺑﮕﻮ! ﻗﺼﻪ ي اﺑﺮﻫﻮا راﺗﻮﺑﺨﻮان!ﺗﻮﺑﻤﺎن ﺑﺎﻣﻦ,ﺗﻨﻬﺎ ﺗﻮ ﺑﻤﺎن!در دل .ﺳﺎﻏﺮﻫﺴﺘﻲ ﺗﻮ ﺑﺠﻮش ,ﻣﻦ ﻫﻤﯿﻦ ﯾﻚ ﻧﻔﺲ از ﺟﺮﻋﻪ ﺟﺎﻧﻢ ﺑﺎﻗﯿﺴﺖ !آﺧﺮﯾﻦ ﺟﺮﻋﻪ اﯾﻦ ﺟﺎم ﺗﻬﻲ را ﺗﻮ ﺑﻨﻮش *ﻓﺮﯾﺪون ﻣﺸﯿﺮي*

1391/06/28 - 14:06 توسط موبایل
1 ديدگاه
باران بهاری



شکست پیر مغان گر سرم به ساغر می

عجب مدار که سرها شکسته بر سر می


ستم به ساغر می‌شد نه بر سر من اگر

شکست بر سر من می فروش ساغر می


غذای روح بود بوی می‌خوشا رندی

که روح پرورد از بوی روح پرور می


نداشت بهره‌ای آن بوالفضول از حکمت

که وصف آب خضر کرد در برابر می


نه لعل راست نه یاقوت را نه مرجان را

به چشم اهل بصیرت صفای جوهر می


نماند از شب تاریک غم نشان که دگر

طلوع کرد ز خم آفتاب انور می


چه دید هاتف می کش ندانم از باده

که هر چه داشت به عالم گذاشت بر سر می

14 سال و 17 ساعت و 10 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)