از سر پل ذهاب اخبار نگرانكنندهاي به گوش ميرسيد كه حاكي از پيشرفت عراقيها به سوي اين منطقه بود. حدوداً سه لشگر از نيروهاي عراقي در حال حركت به سمت سرپل ذهاب بودند تانكها پشت سر هم و به سرعت پيشروي ميكردند. در پادگان ابوذر مستقر بوديم كه دستور عقبنشيني دادند. شيرودي كه از اين دستور عصباني بود گفت :«دشمن در سراسر مرزهاي ما در حال پيشرفت است. هركجا كه او پيشروي كرد ما بايد عقب نشيني كنيم؟ نظر من اين است كه بمانيم و تا جائي كه امكان دارد مقاومت كنيم و مانع از پيشرفت آنها بشويم. بقيه هم موافقت نمودند. مهماتگيري هليكوپترهاي آغاز شد و ما بدون معطلي به طرف عراقيها پرواز كرديم. آتش خشم و نفرت بچههاي خلبان در موشكهاي تاو و رگبار توپهاي هليكوپترهاي كبرا بر سر مهاجمان ميريخت. تانكها دور خودشان مي چرخيدند و با هم تصادف ميكردند. غافلگير شدند و بي هدف شليك ميكردند. سه روز نبرد شجاعانه خلبان شيرودي و دو خلبان ديگر و خدمه منجر به انهدام 15 تانك و به هلاكت رسيدن صدها نفر شد و متجاوز را كيلومترها به عقب راند. ----- منبع: كتاب پرواز به عرش اعلی --------راوي:همرزم شهيد
1391/06/28 - 18:46 در
دارالشهدا