دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

حکایت آن مرد را شنیده ای؟ او نزد یک روانپزشک و از غم بزرگی که در دل داشت سخن گفت. دکتر گفت:به فلان سیرک برو, آنجا دلقکی هست آنقدر تورا میخنداند که غمت را از یاد میبری. مرد لبخند تلخی زد و گفت: من همان دلقکم....

1391/06/28 - 23:43
2 ديدگاه
✔کتــ☾ــے ...

سراغم را ازکلاغ بام خانه ات مگیر که حقیقت بودنم را به تکه پنیری میفروشد

(شاملو)

14 سال و 3 روز و 19 ساعت و 18 دقيقه قبل
✔کتــ☾ــے ...

آزمایش ضربان قلب نشان داد که

به چندین گذرگاه غشق نیاز دارم

تنهایی سرخ رگهایم را مسدود کرده بود و

آنها دیگر نمیتوانستند به قلب خالیم خون بریزند

(شاملو)

14 سال و 3 روز و 19 ساعت و 18 دقيقه قبل
دیدگاه غیرفعال شده است.

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)