دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

//قبل از تو حال و روز من اینقدر بد نبود / طبع من عاشقانه سرودن بلد نبود / با یک نگاه در سرم افتاد عاشقی / حالم بد است خانه ات آباد عاشقی / ! ... / [نرگس کاظمی زاده ]

1391/06/29 - 14:33 در بروبکس توییت
1 ديدگاه
✔ عـلـ[بابا]ــی

//بایک قرار توی خیابان شروع شد

// دلشوره داشتیم ولی ماجرای ما
با بوسه ای نجیب و شتابان شروع شد

//یک سو من و صدای تو یک سو تو و غزل
پیچیده بود قصه و اسان شروع شد

//اغوش گرم جیب تو بود و دو دست سرد
چتری نداشتیم که باران شروع شد

//در عمق چشم های تو افسوس بود و درد
سرما به مغز استتخوانم نفوذ کرد
انگار من نبود م وتنها دلم نشست
شب را غزل شنید و کنار تو روز کرد

//دیدار ما نه خاص نه تاز نه منحصر
تکرار یک سناریوی روزمره بود
درگیر حس مبهم چشم تو شد دلم
این شد که طبع گیچ من این شعر را سرود

//قبل از تو حال و روز من اینقدر بد نبود
طبع من عاشقانه سرودن بلد نبود

با یک نگاه در سرم افتاد عاشقی
حالم بد است خانه ات اباد عاشقی

//حالم بدست مانده انگار زیر تیغ
این بود ماجرای من و عاشقی رفیق

// یک روز عصر ساعت شش که هوا گرفت
این قدر ساده عشق سراغ مرا گرفت



نرگس کاظمی زاده , اذر ماه 1390

14 سال و 1 روز و 13 ساعت و 50 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)