دنبالر یک میکروبلاگ چند رسانهای است که کاربران آن میتوانند یک ارسال با طول 1000 کاراکتر بهمراه تصویر، ویدئو، لینک و فایل داشته و با دنبال کردن کاربرانِ شبکه، افکار و نظرات خود را با سایرین به اشتراک بگذارند. گروهها، کارمندان، همکاران و انجمنها با ایجاد یک گروه عمومی یا خصوصی قادر به ارتباط با یکدیگر و اطلاع رسانی بوده و به کمک تکنولوژی RSS میتوانند تازه ترینهای شبکه را پیگیری نمایند. دنبالر توسط هر وسیلهی متصل به اینترنت از جمله تلفن همراه دنبالپذیر بوده و امکان ارسال پست توسط پیامک (SMS) را دارا میباشد!
لایک(13 کاربر) |
پیگیریکنندگان دیدگاه(مشاهده) |
الان من سوال پرسیدم ... یعنی جوااااااب نداشت ؟؟؟؟
14 سال و 20 ساعت و 34 دقيقه قبلبه یه جواب مختصر هم راضی ام به خدا !!
میدونی مشکل چیزه ... ما مثل کرم ابریشم می مونیم تو حبسیم باورمونه پروانه ایم و دل به همین خوش کردیم . ما بال پرواز کم داریم ...همین
14 سال و 20 ساعت و 23 دقيقه قبل-----------------------------------
کرم ابریشم کوچک من!
خانه ی تازه ی تو مبارک
آخرش بافتی پیله ات را؟
بال تازه دل نو مبارک
آن لباس قدیمی و پاره
دیدی اندازه ی قد تو نیست
دیگر آن را نباید بپوشی
واقعا این که در حد تو نیست
آن خود کهنه ات را رها کن
بی خیالش بیا زود بیرون
یک خود تازه تر آن طرف هاست
آن طرف, پشت آن بید مجنون
بعد از این آسمان پیله ی توست
ابرها را تو پیراهنت کن
زودتر, وقت اصلا نداریم
بال های نو ات را تنت کن
وعده ی ما همان جا که گفتی
پشت دروازه ی شهر جادو
منتظر باش دارم می آیم
وای رفتی! ولی بال من کو؟
تو برو, من ولی کار دارم
بال پرواز من پاره پاره ست
باز باید ببافم خودم را
پیله ی کوچکم نیمه کاره ست
این بال ... دقیقا این بال روی شونه های ما جاش خالیه
14 سال و 20 ساعت و 15 دقيقه قبلچیزی که اونا داشتن و خوشبختشون می کرد یه دید و نگاه متفاوت بود ... اما نگاه
ماها نسل ِ امروز کلیشه ای ، سطحی ، تک بعدی و خیلی محدود ِ ... چجوری میشه
تو قرن 21 زندگی کرد اما یه اونطور نگاهی به دنیا داشت ؟
سخته ... شاید خیلی سخت ... شاید هم خیلی آسون ... یه دل مشتاق می خواد و یه ذهن تشنه ... قرن 21 و اینا هم نداره ... به قول خودت تفاوت ... باید ببینیم این تفاوت از چی نشئت گرفته ... بهترین کار برای درک این موضوع هم خوندن وصیت نامه شهداست ، شاید اولین قدم
14 سال و 20 ساعت و 8 دقيقه قبلیادم باشه بعدا تو یه پست جواب بدم!!
14 سال و 20 ساعت و 7 دقيقه قبلخب آره
14 سال و 20 ساعت و 5 دقيقه قبلدقیقا تو ذهن منم اولین قدم همین بود
چند روز ِ دارم روش فکر می کنم ... خوندن وصیت نامه اونا به آدم خط میده
دید می ده ... ولی من یه قالب لازم دارم که در قدم اول جذاب باشه ...
یه متن از شهید احدی برات میذارم بخون ... من اولین دست نوشته شهیدی که خوندم این بود شاید تو هم جذب شی:
14 سال و 19 ساعت و 59 دقيقه قبلچه کسی می تواند این معادله را حل کند ؟!
چه کسی می داند فرود یک خمپاره قلب چند نفر را می درد؟!
چه کسی می داند جنگ یعنی سوختن،یعنی آتش،یعنی گریز به هر جا، به هر جا که اینجا نباشد.
یعنی اضطراب که کودکم کجاست؟ جوانم چه می کند؟ دخترم چه شد؟
به راستی ما کجای این سوال ها و جواب ها قرار گرفته ایم!؟
کدام دختر دانشجوی که حتی حوصله ندارد عکسهای جنگ را ببیند و اخبار آن را بشنود ،از قصه ی دختران معصوم سوسنگرد با خبر است؟!
آن مظاهر شرم و حیا را چه کسی یاد می کند که بی شرمان دامنشان را آلوده کردند و زنده زنده به رسم اجدادشان به گور سپردند.
کدام پسر دانشجویی می داند هویزه کجاست؟ چه کسی در هویزه جنگیده؟کشته شده و در آنجا دفن گردیده؟چه کسی است که معنی این جمله را درک کند: نبرد تن و تانک؟!
اصلا چه کسی می داند تانک چیست؟چگونه سر 120 دانشجوی مبارز و مظلوم زیر شنی های تانک له می شود؟
آیا می توانید این مسئله را حل کنید؟
گلوله ای از لوله دوشکا با سرعت اولیه ی خود از فاصله هزار متری شلیک می شود و در مبدا به حلقومی اصابت نموده و آن را سوراخ کرده و گذر می کند، حالا معلوم کنید سر کجا افتاده!؟کدام گریبان پاره می شود!؟
کدام کودک در انزوا و خلوت اشک می ریزد؟
وکدام ، کدام...؟
توانستید؟!اگر نمی توانید این مسئله را با کمی دقت بیشتر حل کنید:
هواپیمایی با یک و نیم برابر سرعت صوت از ارتفاع ده متری سطح زمین، ماشین لند کروزی که با سرعت در جاده مهران دهلران حرکت می نماید،را مورد اصابت موشک قرار می دهد،اگر از مقاومت هوا صرف نظر شود. معلوم کنید کدام تن می سوزد؟کدام سر می پرد؟!
چگونه باید اجساد را از درون این آهن پاره ی له شده بیرون کشید!؟
چگونه باید آنها را غسل داد!؟ چگونه بخندیم و نگاه آن عزیزان را فراموش کنیم!؟
چگونه می توانیم در شهرمان بمانیم و فقط درس بخوانیم؟
چگونه می توانیم درها را به روی خود ببندیم و چون موش در انبار کلمات کهنه کتاب لانه بگیریم؟1
کدام مسئله را حل می کنی؟ برای کدام امتحان درس می خوانی؟به چه امید نفس می کشی؟!کیف و کلاسورت را از چه پر می کنی؟
از خیال ، از کتاب،از لقب شامخ دکتر یا از آدامسی که هر روز ما
از خیال ، از کتاب،از لقب شامخ دکتر یا از آدامسی که هر روز مادرت در کیفت می گذارد؟!
14 سال و 19 ساعت و 58 دقيقه قبلکدام اضطراب جانت را می خورد؟دیر رسیدن به اتوبوس؟دیررسیدن سر کلاس ، نمره نگرفتن؟
دلت را به چه چیز بسته ای؟ به مدرک، به ماشین ، به قبول شدن در فوق دکترا..؟
صفایی ندارد ارسطو شدن خوشا پر کشیدن پرستو شدن
آی پسرک دانشجو به تو چه مربوط است که خانواده ای در همسایگی داغدار شده است؟جوانی به خاک افتاده است؟
آی دخترک دانشجو، به تو چه مربوط است که دختران سوسنگرد را به اشک نشانده اند؟! و آنان ر ازنده به گور کردند؟
هیچ می دانستی!؟ حتما نه!...
هیچ آیا انجا که کارون و دجله و فرات به هم گره می خورند، به دنبال آب گشته ای؟! تا اندکی زبان خشکیده ی کودکی را تر نمایی.
وآنگاه که قطره ای نم یافتی با امیدهای فراوان به بالین آن کودک رفتی تا سیرابش کنی اما دیدی که کودک دیگر آب نمی خورد!!
اما تو اگر قاسم نیستی، علی اکبر نیستی،اگر جعفر و عبد الله نیستی، لااقل حرمله نباش!
که خدا هدیه حسین(ع) را پذیرفت و خون علی اکبر و علی اصغر را به زمین پس نداد.
و من نمی دانم که فردای قیامت این خون با حرمله چه خواهد کرد.
یا علی (ع) مددی
شهید احمدرضا احدی رو بنا به دلایلی به خوبی میشناسم
14 سال و 19 ساعت و 49 دقيقه قبلمادرشون رو هم دیدم ...
ببینید .. من دغدغه شهدا رو دارم ..
اما میخوام این دغدغه رو منتقل کنم . من دنبال یه راهم برای انتقال درد ...
این که ماها سرمون تو لاک خودمون باشه وبرا خودمون مومن باشیم اصلا فایده ای نداره..
من میخوام همه بیدار شن ..
خوشبه سعادتتون و دم شما گرم چون بهترین دغدغه رو دارید ... آره این خیلی بده که خیلی ها سرشون تو لاک خودشونه و بی خیال رفقا و دور وبریان. شاید به نحوی منم این دغدغه رو داشته باشم اما هنوز تو خودم موندم ... هنوز خودمم خودمو قبول ندارم ولی خوب سعی میکنم از هر راهی که بتونم خوب بودن رو یاد همه دوستام بیارم . یاد خوبا بودنو ...
14 سال و 19 ساعت و 42 دقيقه قبلالبته اگر بخوایم به امید کامل شدن بنشینیم و دست روی دست بذاریم این درست نیست ... این راه آدم ساز ِ ..
14 سال و 19 ساعت و 33 دقيقه قبل