دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

@هیــــــــــوا مرگ پژواک پرستویی بود... که تمام بدنش زخم و کرخ در تکاپوی همان حوصله ها ... خواب ماندن می دید ... فلج مغزی آهسته ی عشق... روی دیواره ی خاکستر و خواب ... لکنت مرثیه ای خونین بود ... مثل تردید همان لحظه ی صفر !! آه ! ای هرگز وحشی ! لعنت ...

1391/06/31 - 23:48
17 ديدگاه
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙

آخه اين متن خوشگل حيف نبود اسم هيوارو آوردي اولش. .... خخخخخخه

13 سال و 11 ماه و 29 روز و 14 ساعت و 35 دقيقه قبل توسط موبایل
اميررضا

بابا تو چرا مشكل معدوي پيدا كردي؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

13 سال و 11 ماه و 29 روز و 14 ساعت و 34 دقيقه قبل
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙

اصن به من خطاب بزن. هيوارو بيخيار

13 سال و 11 ماه و 29 روز و 14 ساعت و 33 دقيقه قبل توسط موبایل
اميررضا

دائم الامتحان بازم بايد انگشت كنم تو حلقت تا غذاي مسمومو پس بدي؟؟؟؟؟

13 سال و 11 ماه و 29 روز و 14 ساعت و 33 دقيقه قبل
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙

خخخخخخخ. خطاب بيشتر = شيرپسته خوشمزه تر

13 سال و 11 ماه و 29 روز و 14 ساعت و 29 دقيقه قبل توسط موبایل

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)