دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

سکوت می کنم و حرفی برای گفتن ندارم حرفا هایم ته کشیده ! در هوایی که تو نفس میکشی حرفی برای گفتن نمی ماند

1391/07/02 - 10:06 در دوستانه
2 ديدگاه
آناهیتا

سکوت می کنم و حرفی برای گفتن ندارم
حرفا هایم ته کشیده ! در هوایی که تو نفس میکشی حرفی برای گفتن نمی ماند
پاییز هوای توست روزهای توست و بهار من
از کنار لوازم التحریری که رد میشوم دلم قنج میرود
برای آنکه بروم توی مغازه و مداد و پاک کن بخرم
یادش بخیر! چقدر ذوق روز های اول پاییز عجیب بود و دوست داشتنی
هنوز برای خودم مداد و پاک کن میخرم و هنوز دلم برای هم شاگردی هایم تنگ می شود
پاییز و شب های طولانی، لبخند های زیاد شعر های خواندنی چای داغ و مادرم که همیشه همراه شباشب پاییزی من است
تورا همیشه کم داشتم در میانه ی همه پاییز هایی که رفنته است و حالا این پاییز با سختی که پیش روی من دارد
نبودن تو عجیب شده است
نبودن تو سختی است غریب و بارانی مضاعف و غمی شور انگیز که مرا پیش میبرد برای گذر از پاییز امسال
پاییز من همیشه اینگونه است
دلتنگ و پر شعر و پر چای
راستی ! هیچ کس به سکوتم نرسیده و همه به فریادم رسیده اند
پس سکوت میکنم در هوایی که هوای توست

14 سال و 6 ساعت و 4 دقيقه قبل
آناهیتا

رادیو هفت
سیُ یک/شهریور/نودُ یک

علي ضيا...

14 سال و 6 ساعت و 4 دقيقه قبل

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)