دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

شیخ ابوالحسن خرقانی شبی به نماز ایستاده بود، ندا آمد که: ای ابوالحسن! خواهی آنچه از تو می دانم با خَلق بگویم تا تو را سنگسار کنند؟؟! شیخ گفت: پروردگارا خواهی آن چه از رحمت تو می دانم و از کرم تو می بینم با خلق بگویم تا دیگر هیچکس سجودت نکند؟؟! پاسخ آمد: نه از تو؛ نه از من. تو به کار خود مشغول شو و من به کار خود... "عطّار نیشابوری" -تذکرة الاولیاء-

1391/07/03 - 01:15
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)