دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

باتو هستم كه مي دانم رفته اي و اينجايي ..اين تويي كه پارادوكسي...

1391/07/04 - 11:17 در درد دل ..
1 ديدگاه
Hasti_Raha

باتو هستم كه مي دانم رفته اي و اينجايي ..



با تو هستم كه در اين سكوت من را صدا مي زني..



من شعر نمي گويم،



اين تويي كه پارادوكسي...



مثل اولين بار كه ديدمت،



نمي شناختمت و مي شناختمت



هيچ نگفتي و صدايم كردي



هيچ نگفتم و شنيدي



بيدار بوديم خواب مي ديديم..



مي خوابيديم و پرواز مي كرديم..



روزها مي گذشت و زمان نمي گذشت..



زمان مي گذرد و آنروزها نمي روند..



من حواسم نبود و دوستت داشتم،



تو حواست بود و ازدواج كردي..



مگر ازدواج معني جدايي مي دهد؟؟؟



با تو هستم كه مي دانم رفته اي و اينجايي..



با تو هستم كه دراين سكوت من را صدا مي زني..



من شعر نمي گويم ،زندگيم را كلمه ميكنم..



دست خودم نيست ، من شعر مي شوم و





تو پارادوكس ادبي...

13 سال و 11 ماه و 27 روز و 22 ساعت و 6 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)