دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

Bahramمحمدم
Bahramمحمدم
mohammad_vanpersie

نقد "در ستایش و سرزنش ارمغان تاریکی": من از تو رسیدم به باور تو

1391/07/07 - 13:41 در سینما
6 ديدگاه
Bahramمحمدم

1- حاشیه نوشتن بر یک تحلیل ارزش‌مدار و دقیق از یک سریال تلویزیونی کار ساده ای نیست، به‌ویژه وقتی نویسنده محترم آن تحلیل، صاحب اعتباری چون دکتر وحید یامین پور باشد. طبق آنچه ایشان در ابتدای یادداشت خویش مرقوم فرموده‌اند؛ ساخت مجموعه‌های تلویزیونی فاخر در رقابت با شبکه‌های جهانی، اقدام مهم و تامل برانگیزی است، "خصوصا اینکه انتظار از رسانه ملی نه فقط سرگرم کردن مخاطب بلکه انتقال آموزه های دینی و تربیت انقلابی باشد!"

با این اوصاف سریالی که بتواند ضمن بیان مولفه های تاریخی و در قالب نقد یک جریان نادرست ایدئولوژیکی و سازمانی، مخاطب را تا آخرین قسمت مشتاقانه به دنبال خود بکشاند در هر حال اثر قابل تقدیری است تا جایی که نوشتن و جدال پیرامون آن را ضروری سازد!

نویسنده در نکات اول و دوم، مباحثی دقیق و شایسته طرح کرده است. آنچه حاشیه نوشتن بر یادداشت "در ستایش و سرزنش«ارمغان تاریکی»" را برانگیخت نکات سوم به بعد آن یادداشت است.

13 سال و 11 ماه و 21 روز و 16 ساعت و 23 دقيقه قبل
Bahramمحمدم

2- «"ارمغان تاریکی"، با همه توصیف‌ها قرار بوده به یکی از مهم‌ترین و حساس‌ترین مسائل سیاسی ایران پس از انقلاب بپردازد... اما در پرداختن به این موضوع، اصل ماجرا را در حاشیه یک درام به فراموشی سپرده است."» این نکته دقیقا همان نقطه اختلافی است.

اصولا آنچه در نگارش یک فیلم نامه قوی حرف اول را می‌زند، درام و داستانی پر کشش است، بنابراین حاشیه هر درامی می‌تواند به طرح مسائل اعتقادی، سیاسی و دینی بپردازد. نکته ای که در یادداشت فوق وارونه طرح شده است.

خمیرمایه درام در وهله اول، یک داستان نمایشی مخاطب پسند و کشمکش مدار است که به شما این فرصت را می‌دهد تا در حاشیه آن، هر مسئله ای را که می‌خواهید طرح کنید، بنابراین، این نکته که در سریال ارمغان تاریکی، قصه حرف اول را می‌زند و پرداختن به مسأله سازمان مجاهدین خلق در حاشیه است، نه تنها ضعف نیست بلکه نقطه قوت این سریال فاخر است.

برای تحلیل درست سریال لازم است درام (قصه نمایشی) و تم (موضوعی که قرار بوده در سریال طرح شود) را از یکدیگر تفکیک کرده و جداگانه به تحلیل هر کدام بپردازیم هر چند در یک اثر نمایشی این دو به قدری ممزوج هستند که بررسی جداگانه آن چندان درست نیست.
اما درام سریال ارمغان تاریکی؛

یادداشت دقیق آقای یامین‌پور خلاصه طرح فیلم نامه را به خوبی بیان کرده است و نیاز به تکرار نیست ولی آنچه سریال ارمغان تاریکی را در درام نویسی متمایز و شاخص می‌کند، پیشبرد سریال با حوادثی است که مخاطب آن را حدس نزده است. مثلا این که ممکن است سازمان مجاهدین(منافقین) برای انتقام گرفتن از "مجید" کارکتر اصلی این مجموعه تلویزیونی، وی و همسرش را بکشد برای مخاطب به راحتی قابل حدس بود ولی به هیچ وجه احتمال پاشیدن اسید روی چهره همسر وی نمی رفت. یا راه حل مجید برای کنار آمدن با قضیه نازیبا شدن صورت همسرش یعنی نابینایی مصلحتی 15 ساله به هیچ وجه برای مخاطب قابل تصور نبود.

پیشبرد قصه بر اساس گره‌های غیر قابل حدس و در عین حال باورپذیر از توانایی جلیل سامان در فیلم نامه نویسی حکایت دارد. مضاف براینکه پرسوناژ، میزانسن، تصویربرداری، چهره پردازی و... همه به خلق یک درام دلنشین، گرم و باورپذیر کمک می‌کند، همه چیز در جای خود قرار دارد و برخلاف نمونه های مشابه، کمتر صحنه غیرضروری و به اصطلاح "آب بندی" در سریال دیده می‌شود.

13 سال و 11 ماه و 21 روز و 16 ساعت و 22 دقيقه قبل
Bahramمحمدم

مسأله بعدی توجه به تم یا پیام یا موضوع طرح شده در سریال است؛

ذکر این نکته لازم است که در قواعد درام نویسی، این فیلم نامه است که پیام را می‌سازد نه پیام، فیلم نامه را. یعنی پیش نیاز گفتن هر تمی، داشتن یک فیلم نامه قوی است. حالا با این فرض که فیلم نامه و طرح اولیه مجموعه تلویزیونی "ارمغان تاریکی" شکل گرفته، چگونه باید شخصیت پردازی کرد یا نقاط عطف فیلم‌نامه را چید تا تم موضوع در زیر متن سریال به جان -نه ذهن- مخاطب بنشیند و با شما همراه شود؟

دیگر امتیاز بزرگ سریال ارمغان تاریکی بعد از درام گرم و قوی آن، هنری است که نویسنده و کارگردان در گفتن پیام فیلم دارند. برخلاف نظر آقای یامین‌پور، این سریال به بهترین وجه ممکن به نقد ایدئولوژی اجتماعی سازمان مجاهدین خلق پرداخت و با تصویرسازی زیرکانه، انحراف اجتماعی این سازمان در قالب نمایش زندگی سرد و بی‌روح کمونیستی، خانه‌های تیمی، انزوا و جداکردن افراد از بستر خانواده، نادیده گرفتن عواطف انسانی، نخبه پنداری اعضای سازمان و... ضربه اصلی را وارد کرد.

جلیل سامان با قرار دادن کارکتر "مجید" به عنوان شخصی بی‌طرف که کاملا بدون هدف خاص جذب سازمان شده، با احترام تمام به مخاطب اجازه می‌دهد تا در کش و قوس روند قصه، سرشار از تأسف و تفکر به این نتیجه برسد که چه کرد سازمان منافقین با جوانان این کشور؟!

این نتیجه و برداشت، فوق العاده ارزشمندتر از برداشت خوب و یا بد بودن سازمان مجاهدین است چرا که در لایه های درونی ذهن مخاطب تنیده شده و به جای یک برداشت ساده به او یک تحلیل می‌دهد.

هنر این مجموعه تلویزیونی، نقد انحراف اجتماعی سازمان مجاهدین خلق است، کارکترهای عضو سازمان این فیلم، اتفاقا برخلاف ظاهر سرد و سنگی خود با پدیده ای با نام دوست داشتن و عواطف انسانی بیگانه نیستند و در عین حال از عشق سربلند، متعالی و در چارچوب دین مجید شکست می‌خورند. "مجید"ی که از تمام زیبایی های ظاهری زندگی محروم است.

13 سال و 11 ماه و 21 روز و 16 ساعت و 22 دقيقه قبل
Bahramمحمدم

برخلاف نظر دکتر یامین پور، منافقین این فیلم فقط ظاهری مانند منافقین دهه 60 ندارند، بلکه تفکر به شدت مادی گرای آنها در دهه 60 موجب می شود تا آنان در قالب یک قهرمان و مجاهد خلق ایران ظاهر شوند و در دهه های آینده در قالب مشاور به آن‌طرف آبی‌ها! بنابراین این سریال نه تنها تصویر سازی صامت آن شرایط نیست بلکه موفق می‌شود یک تصویر اجتماعی فاخر را با نقد اجتماعی این سازمان به باورپذیرترین شکل نمایش ‌دهد.

این که کارکتر اصلی فیلم از نبرد با این به ظاهر مجاهدان منفعت‌جو، اتوکشیده و سنگ‌دل، سربلند بیرون می‌آید، اوج هنر جلیل سامان در تصویر نقد سازمان مجاهدین بدون شعارزدگی و مفاهیم کلیشه‌ای است. سازمانی که به راحتی برای رسیدن به اهداف خود بمب‌گذاری می‌کند، آرامش مردم را سلب می‌کند، آزادی را دستمایه قرار می‌دهد، دشمن مهاجم به مرزهای وطن خود را نمی‌بیند و در عین حال ژست مبارزه برای نجات خلق می‌گیرد.

13 سال و 11 ماه و 21 روز و 16 ساعت و 21 دقيقه قبل
Bahramمحمدم

3- یادداشت دکتر یامین‌پور در شرایطی به نگارش درآمده که این سریال هنوز به پایان نرسیده است، در حالی که انتقادهای او مانند پیوند این گروهک با امریکا و غرب در قسمت پایانی پاسخ داده شد و به مسأله ای مانند نمایش منفعل سپاه با کارکتر عموی سارا نیز در قسمت نظرات یادداشت ایشان اشاره شده است، چرا که با حضور فعال سپاه در مجموعه نمایشی، کل طرح فیلم ختم به خیر شده و سر بیان این تم بی کلاه می‌ماند! مضاف بر اینکه برای بیان زیر پوستی انحراف اجتماعی سازمان مجاهدین خلق در قالب یک تم اجتماعی، حضور فیزیکی سپاه با پلیسی کردن ماجرا ضربه می‌زد. بنابراین هوشمندانه این حضور به دفاع عموی سارا از مرزها و باورهای این کشور بدون هیچ حرف اضافه ای ختم شد، اگر چه جا داشت که در شخصیت‌پردازی وی دقت بیشتری شود.

اما در مورد انتقاد یادداشت مذکور به انفعال عقیدتی سارا و مجید باز هم ذکر این نکته لازم است که احتمالاً نویسنده به عمد با نشان دادن بی‌طرفی کارکترهای اصلی به دنبال آن بوده تا مخاطب را به تفکر وادارد نه اینکه کارکتر جای مخاطب تصمیم بگیرد. اجازه بدهید با انتخاب متنی از همان یادداشت جواب این انتقاد داده شود:

«در ارائه یک تصویر متعادل و گرم از دلبستگی های معقول ایرانی و سازوکار مطلوب یک خانواده متدین، موفق عمل کرده است. روابط میان فردی دقیق، آشنا و صمیمی است و شخصیت پردازی ها قابل حدس، باورپذیر و همخوان با ارزش های جامعه ایرانی دهه 60 است.»

فراموش نکنیم این سریال برای عموم مخاطبان است از خانم خانه دار تا فرد کارگر، روستایی، شهری و... قرار است با شخصیت‌ها این مجموعه تلویزیونی ارتباط برقرار کرده و همراه شوند، همچنین قرار نیست عمل و دیالوگ شخصیت‌ها از آن‌ها قهرمان بسازد بلکه این مسیر پیش‌رونده درام است که زوایای قهرمانانه شخصیت‌ها را به ما می‌شناساند.

13 سال و 11 ماه و 21 روز و 16 ساعت و 21 دقيقه قبل
Bahramمحمدم

4- نکته آخر در مورد سریال ارمغان تاریکی توجه به زیر متن هاست. یعنی نکاتی که در یک مجموعه تلویزیونی به نمایش در نمی‌آید یا در دیالوگ‌ها گفته نمی‌شود ولی در جای جای سریال جاری هستند.

زیر متن می‌تواند محملی برای ارائه تفاسیر مختلف باشد و خمیر مایه مجموعه تلویزیونی "ارمغان تاریکی" به حدی است که از سطح و ظاهر فراتر رفته، می‌توان برای آن زیر متن و استعاره‌های درخوری استخراج کرد.

به عنوان مثال می‌توانیم زندگی نوپای مجید و سارا را به نظام سیاسی و دینی نوپای مردم ایران در دهه 60 تشبیه کرد که سازمان مجاهدین با ایده زشت کردن تصویر آن در دنیا (اسید پاشیدن به صورت سارا) قصد ضربه زدن و تخریب آن را دارد که در نهایت به مدد عشق و تجلی انسان کامل برگرفته از مفاهیم دینی، این نظام نوپاست که سربلند و عزتمند از معرکه بیرون می‌آید و تفاسیری از این دست. این تفاسیر اگرچه در ظاهر چندان قابل توجه نیستند ولی با گذشت زمان و نمایش این سریال در خارج از مرزهای ایران و برای غیر ایرانیان بسیار حائز اهمیت هستند.

دستمایه قرار دادن موضوعات و ارائه تصاویر جهان وطنی مانند جدال بین عشق و ماندن در یک ساختار یا به هم ریختن نظم یک زندگی بعد از پاشیده شدن اسید روی صورت تازه عروس یا تصویر تلاش برای نجات یک زندگی با نابینایی مصلحتی و ارائه مفهومی جدید از عشق در مقابل نگاه غیر دینی، مفاهیم قابل پذیرشي برای همه مردم دنیاست. مسأله ای که نمایش بیرونی این سریال را نیز در خور توجه و تقدیر می‌كند.

برخلاف دیدگاه مقاله مذکور، آنچه این سریال را متمایز می‌کند نمایش زیرپوستی، به دور از شعارزدگی و خوش ساخت مجموعه ارمغان تاریکی در بازنمایی جبهه حق و باطل به صورت همه پسند و باور پذیر است یعنی این سریال هم در "نمایش" تاریخ خوب عمل کرده است و هم در شناساندن تاریخ اگرچه نمی‌توان منکر برخی کاستی‌ها شد.

ارمغان تاریکی نمایشی بود از "به خاطر تو به گریه نشستم برابر تو ... من از تو رسیدم به باور تو"
عاطفه صادقی

13 سال و 11 ماه و 21 روز و 16 ساعت و 20 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)