دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

Bahramمحمدم
Bahramمحمدم
mohammad_vanpersie

شكوه ايثار در سايه تجلي عشق ( نگاهي به سريال ارمغان تاريكي )

1391/07/07 - 13:57 در سینما
2 ديدگاه
Bahramمحمدم

در سالهاي اخير تلويزيون در ارانه سريالهاي خود به يك رويه يكسان رسيده است . داستانهاي سريال ها يا مضموني طنز دارند و به مدد يكي دو چهره شناخته شده سعي ميشود به هر شكل ممكن خنده را بر لب تماشاگر بنشانند و يا با داستانهاي دختر و پسري ، عشق هاي دم دستي و كافي شاپي را به خورد تماشاگري مي دهند كه خسته از تكرار مكرارت است . اما گاهي اوقات سيما بر خلاف قواعدش عمل مي كند و سريالي را با دغدغه اجتماعي بر روي انتن مي برد . در اين ميان سريالي با داستاني عاشقانه كه روح و احساسات مخاطب را درگير كند ؛ سالها بود كه ساخته نشده بود .

"ارمغان تاريكي " را به اصرار يكي از دوستان نزديكم كه ميدانست هر سريالي را نگاه نمي كنم ، دنبال كردم و بعد از ديدن دو قسمت جذبش شدم . يك ملودرام عاشقانه جذاب با بازي بازيگران بي ادعاي كه به خوبي از پس نقش هاي خود برامده اند . داستان براي اولين بار زندگي جوانان دهه شصت و تمايل همكاري آنها با گروهك منافين را به تصوير مي كشد ، پرداختن به چنين موضوعي به تنهاي مي تواند حساسيت برانگيز باشد اما نويسنده از همان روش قديمي براي تصوير قصه سياسي اش استفاده كرده است ، بازسازي موضوعي سياسي در بستر يك ملودرام به شدت عاشقانه .

"جليل سامان " با پرداخت مناسب قصه و شخصيت پردازي ملموس به خوبي همدلي مخاطب را با مجيد بر مي انگيزد . رابطه او با سارا به مدد بازي قابل قبول " ليلا زارع و بده بستان هاي عاطفي شان به خوبي توانسته با مخاطب جوان ارتباط برقرار كند . شخصيت هاي فرعي و در گيري هاي مجيد با كروهك منافقين با مهارت نوشته شده و همين امر از "ارمغان تاريكي " سريالي جذاب و قابل قبول ساخته است .

13 سال و 11 ماه و 21 روز و 17 ساعت قبل
Bahramمحمدم

در اين ميان فضا سازي استادانه و قابل تقدير سريال تاثير بسيار زيادي در جذب مخاطبي دارد كه عملا آن دهه را به چشم ديده است . نويسنده و كارگردان با هنرمندي فضاي دهه شصت را در لوكيشن هاي خارجي بازسازي كرده اند واين نكته اي است كه در كمتر سريال ساخته شده اين سالها شاهدش بوديم و همين امر حس نوستالژيك بيننده اي را كه آن زمان را تجربه كرده است ، بر مي انگيزد . نگارنده در بسياري از صحنه ها سعي كردم نكته اي از غفلت طراح صحنه و لباس را به خاطر بسپارم اما كار خوب كارگردان اين اجازه را به من نداد ، كه جاي تقدير دارد . اين موضوع را تعميم بدهيد به يكي از فيلم هاي مطرح جشنواره امسال كه تا دلتان بخواهد بيننده در فضاي دهه 50 ماشين پرايد مي بيند . همين امر و اهميت كارگردان به شعور مخاطب قابل تقدير است . از طرفي بار عاطفي به شكلي در قسمتها نشان داده شده است كه دلبستگي مخاطب به كاراكترها را بر انگيزد .

و مهمترين نكته پايان قصه و شوكي است كه نويسنده با نشان دادن حقيقت به بيننده وارد مي كند و احترام مخاطب را نسبت به عشق مجيد به سارا بر مي انگيزد . اينكه عاشق به خاطر معشوق خود را به نديدن بزند روح مخاطب آگاه اين زمانه را كه درگير زندگي ديجيتالي شده است قلقلك مي دهد. مخاطبي كه در اين وانفساي جامعه معاصر عشق را به دست فراموشي سپرده است . جليل سامان نشان داد هنوز هم ميتوان با همه محدوديتها عاشقانه هاي را تصوير كرد كه ذهن هوشيار مخاطب اين دوره را درگير كند و روح او را تا آستانه لمس عشقي فرازميني ببرد و در حالي كه با تيراژ پاياني در حال مزه مزه كردن اين آرامش عميق است ، تلنگري بزند بر روح هاي تنهايي كه عشق را در قصه ها جستجو مي كنند . رابطه عاشقانه اي كه با شكوه عشق به اوج ايثار ميرسد.

13 سال و 11 ماه و 21 روز و 17 ساعت قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)