دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

Bahramمحمدم
Bahramمحمدم
mohammad_vanpersie

روايتي از يك عشق سازماني...

1391/07/07 - 16:05 در سینما
3 ديدگاه
Bahramمحمدم

در تاريخ معاصر ايران به وقايع و رخدادهاي سياسي ـ اجتماعي دهه 60 توجه كمي شده است و كمتر پيش آمده كه كارگرداني به سراغ داستاني برود كه در بستر اين دهه پرحادثه و بحراني رخ داده است. شايد دغدغه‌هاي سينماي ايران درباره جنگ و سينماي دفاع مقدس موجب شده تا برخي از رويدادهاي مهم سياسي اين دهه كمتر دستمايه ساخت فيلم و سريال قرار بگيرد.

جليل سامان در ارمغان تاريكي به سراغ قصه‌اي ‌رفته كه اگرچه يك رابطه عاطفي و موقعيت عاشقانه را روايت مي‌كند، اما سويه سياسي آن در متن قصه پررنگ بوده و تصويري از واقعيت‌هاي سياسي دهه 60 را به تصوير مي‌كشد. اگر عنصر انقلاب را به عنوان يك مفهوم و مولفه بنيادي در سينماي بعد از انقلاب واكاوي كنيم همواره 2 گروه از جريانات و شخصيت‌هاي سياسي به عنوان عناصر ضد انقلاب و بالطبع ضد قهرمان درآثار تصويري مورد توجه قرار مي‌گيرند. فيلم‌هاي انقلابي، شخصيت‌هاي شاهنشاهي و طاغوتي را يك عنصر منفي و دشمن و ضد قهرمان در نظر مي‌گيرند و در سينماي دفاع مقدس عراقي‌ها و حزب بعث نماد دشمن و آنتاگونيست هستند، اما كمتر با آثاري، بويژه در سريال‌هاي تلويزيوني، مواجه بوده‌ايم كه به سراغ گروهك منافقين رفته باشند و اين جريان سياسي را به عنوان ضدانقلاب و ضدقهرمان معرفي كرده باشند. در ارمغان تاريكي اين وجوه قصه برجسته شده و با شخصيت‌هايي مواجه هستيم كه به جريان منافقين تعلق دارند و محور قصه ماهيت اين گروهك سياسي است. قبلا از اين‌كه به تحليل متني و دراماتيك اين سريال بپردازيم بايد به نقطه قوت اين مجموعه در طراحي صحنه و لباس و نوع گريم و چهره‌پردازي اشاره كنيم كه دقت و هوشمندي سازندگان اين سريال در فضاسازي و بازنمايي موقعيت تاريخي قصه را نشان مي‌دهد. شمايل ظاهري و نوع پوشش افراد و انتخاب لوكيشن و پس زمينه‌هاي بصري و حتي نوع رنگ‌آميزي و نورپردازي صـحنه‌ها به گونه‌اي صورت‌بندي شده كه موقعيت تاريخي دهه 60 را (هم در بافت شهري و جغرافيايي و هم در تصويرسازي از نظام اجتماعي و فرهنگي)‌ بازسازي كند. اين ويژگي فارغ از تناسب ساختاري اثر از حيث تاريخي با قصه‌اي كه در حال روايت است به ايجاد حس نوستالوژي در مخاطباني مي‌انجامد كه اين دهه را تجربه كرده‌اند. دهه 60 اساسا يكي از نوستالوژيك‌ترين دهه‌هاي بعد از انقلاب اسلامي از حيث سياسي اجتماعي و فردي است.

13 سال و 11 ماه و 21 روز و 13 ساعت و 56 دقيقه قبل
Bahramمحمدم

ارمغان تاريكي قصه مردي به نام مجيد را روايت مي‌كند كه دانشجوي عكاسي و وابسته به جريان منافقين است، او در پي ماموريتي سازماني بايد به ازدواج و عشق صوري با دختري به نام سارا تن دهد تا از طريق نفوذ در خانواده او به كسب اطلاعاتي درباره عموي‌ وي كه يك فرمانده سپاه است دست يابد و در فرصتي مناسب با عمليات تروريستي او را حذف كند. اما مجيد در تجربه عاطفي خود با سارا به معناي واقعي به او دل مي‌بندد و در يك كشمكش دروني بين عقيده و عشق و وظيفه و عاطفه، در نهايت راه دلش را برمي‌گزيند و با مقاومت و ايستادگي رسيدن به سارا را بر وظايف سازماني خود ترجيح مي‌دهد و از گذشته خود دل مي‌كند. در واقع او عقيده‌اش را به پاي علاقه‌اش قرباني مي‌كند و در مسير رسالت سازماني متوجه رسالت انساني خود مي‌شود. در واقع همين تحول اخلاقي و تجربه عشق، ارمغاني است كه مجيد در يك تجربه ظلماني و تاريك خود در همكاري با سازمان به دست مي‌آورد. اين تجربه او را از حيث شخصيتي در موقعيتي خاكستري قرار مي‌دهد. ارمغان تاريكي را به لحاظ پيرنگ و شخصيت‌هاي قصه و موقعيت داستاني‌اش مي‌توان با فيلم به رنگ ارغوان حاتمي ‌قياس كرد كه در آنجا نوع مناسبات عاطفي و انساني بين 2 شخصيت اصلي زن و مرد داستان باعث تحول شخصيت مرد مي‌شود.آنچه از حيث روان شناختي و حتي فلسفه اجتماعي ـ سياسي در پس اين قصه نمايان است تاثير متقابل و گاه متعارضي است كه بين عقيده و عاطفه و عشق و وظيفه وجود دارد.
در كشمكش اين دو تجربه پيچيده است كه بسياري از آرمان‌هاي اجتماعي با اعتقادات و احساسات فردي بازنمايي شده و گاه چنان در هم مي‌آميزد كه تمايز منطقي آن را دشوار مي‌سازد. جالب است كه گاهي يك حس عاطفي و قلبي مي‌تواند بر تاويل عقيده و عقل تاثير گذاشته و سرنوشت آدمي‌ را تحت تاثير قرار دهد.

13 سال و 11 ماه و 21 روز و 13 ساعت و 55 دقيقه قبل
Bahramمحمدم

اما آيا احساس و چيزي از جنس عشق مي‌تواند معيار و ميزاني براي سنجش يا حتي تغيير عقيده باشد؟ آيا مجيد به واسطه احساسي كه به سارا پيدا كرده دچار تغيير اعتقادي شده يا باورهاي او فارغ از اين تجربه عاشقانه نيز قابل تغيير و تحول بود؟ آيا اين عاشقانه سياسي اين امكان را ندارد كه در طي زمان بار ديگر به واسطه تغيير عقيده يا تحول در عاطفه، رنگ باخته و با پرسش‌هاي بنيادي ديگري درباره اعتبار اعتقاد و عشق و مناسبات آنها با هم مواجه شود؟ دشواري وظيفه انساني به همين است كه آدمي‌ همواره در كشمكش بين عقل و عشق گرفتار است و ارمغان اين تنازع البته معلوم نيست كه كدام است تاريكي يا ظلمت؟

سيدرضا صائمي

13 سال و 11 ماه و 21 روز و 13 ساعت و 55 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)