دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

راندی ز نظر چشم بلا دیده‌ی ما را / این چشم کجا بود ز تو، دیده‌ی ما را / با اشک فرو ریخت ستم های تو وحشی / پاشید نمک، جان خراشیده‌ی ما را / ... ! [وحشی بافقی]

1391/07/09 - 15:27 در بروبکس توییت
1 ديدگاه
✔ عـلـ[بابا]ــی

راندی ز نظر چشم بلا دیده‌ی ما را
این چشم کجا بود ز تو، دیده‌ی ما را

سنگی نفتد این طرف از گوشه‌ی آن بام
این بخت نباشد سر شوریده‌ی ما را


مُردیم به آن چشمه‌ی حیوان که رساند
شرح عطش سینه‌ی تفسیده‌ی ما را ؟

فریاد ز بد بازی دوری که برافشاند
این عرصه‌ی شطرنج فرو چیده‌ی ما را

هجران کسی کرد به یک سیلیِ غم کور
چشمِ دلِ از تیغ نترسیده‌ی ما را

ما شعله‌ی شوقِ تو به سد حیله نشاندیم
دامن مزن این آتش پوشیده‌ی ما را !

ناگاه به باغ تو خزانی بفرستند
خرسند کن از خود دل رنجیده‌ی ما را

با اشک فرو ریخت ستم های تو وحشی
پاشید نمک، جان خراشیده‌ی ما را

13 سال و 11 ماه و 20 روز و 13 ساعت و 55 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)