دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

@hemetaf ..... گاه می رویـم تا برسیـم‎

1391/07/13 - 09:01 در درد دل ..
1 ديدگاه
محمد

گاه میریم تا برسیم
کجاش را نمی ‌دونم
فقط میریم تا برسیم
بی خبر از اونکه همیشه رفتن راه رسیدن نیست.
گاهی برای رسیدن باید نرفت، باید ایستاد و نگریست.
باید دید، شاید رسیدی و ادامه دادن فقط دورت کنه.
باید ایستاد و نگریست به مسیر طی شده
گاهی رسیدی و نمی‌ دونی
و گاهی در ابتدای راهی و گمان می کنی رسیدی
مهم رسیدن نیست، مهم آغازه
که گاهی هیچ روی نمی ده
و گاهی میشه بدون اونكه خواسته باشی
پدرم می گفت تصمیم نگیر
و اگر گرفتی آغاز را به تأخیر انداختن، نرسیدنه
اما گاهی آغاز نکردنِ یک مسیر بهترین راه رسیدنه
گاه حتی لازمه بعد از نمازت بنشینی و فکر کنی،
ببینی كه ورای باورهات چیه؟
ترس یا اشتیاق یا حقیقت؟
گاهی هم درختی، گلی را آب بدی، حیوانی را نوازش کنی و غذا بدی؛
ببینی هنوز از طبیعت چیزی در وجودت هست یا نه؟
یا پای کامپیوترت نباشی، گوگل و یاهو و فلان را بی‌خیال شی
با خانواده ات دور هم بنشینی، یا گوش به درد دل رفیقت بدی و
ببینی زندگی فقط همین صفحه نمایش و فضای مجازی نیست
شاید هم بخشی از حقوقت را بدی به یک انسان محتاج تا ببینی
در تقسیم عشق در نهایت تو برنده ای یا بازنده؟
لازمه گاهی عیسی باشی
ایوب باشی
و بالاخره لازمه گاهی از خود بیرون بیایی و
از فاصله ای دورتر به خودت نگاه کنی و بگی
سالها گذشت تا اینی بشم که هستم
آیا ارزشش را داشت؟
سپس کم کم یاد می ‌گیری
که حتی نور خورشید هم سوزاننده است اگر زیاد آفتاب بگیری
یاد میگیری كه باید تو باغ خودت گل پرورش بدی
نه آنكه منتظر کسی باشی تا برات گلی بیاره.
یاد می ‌گیری که می‌ تونی تحمل کنی که در خداحافظی محکم باشی
و یاد می گیری که بیش از آنكه تصور می كردی خودت و عمرت ارزش دارد

13 سال و 11 ماه و 20 روز و 1 ساعت و 7 دقيقه قبل

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)