دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

با مامان بزرگم رفتیم دکتر . مطب دکتره غلغله . شلوغ ، کیپ تا کیپ آدم وایساده بود . مادر بزرگم از اتاق دکتره اومده بیرون میگه بیا عزیزم ببین دکتر چی بهم تجاوز کرده . پ.ن: منظورش تجویز بود اصن یه وضی

1391/07/13 - 17:29
1 ديدگاه
آقای ... .

بابا و مامانم و عمه ام تو راهرو وایستاده بودن که زنگ در رو زدن یکی از دوستای بابام بود بهشون که گفتم یهو دیدم مامان و عمه ام دویدن تو بابامم دنبالشون دوید تو و درو بست همه با تعجب به بابام نگاه کردیم مامانم گفت: ما حجاب نداشتیم هول شدیم تو چرا اومدی اینجا؟؟؟؟
بابام یه نگاه به اطراف کرد و تازه فهمید چی شده گفت :نمیدونم من دیدم شما دویدید منم دویدم
اصن یه وضعی

13 سال و 11 ماه و 14 روز و 23 ساعت و 11 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)