دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

سایه، و صدا کردم: کو مرز پریدن ها، دیدن ها؟ کو اوج "نه من"، دره ی "او"؟ و ندا آمد: لب بسته بپو. مرغی رفت، تنها بود، پر شد جام شگفت. و ندا آمد: بر تو گوارا باد، تنهایی تنها باد! دستم در کوه سحر "او" می چید، "او" می چید. و ندا آمد: و هجومی از خورشید. از صخره شدم بالا. در هر گام، دنیایی تنهاتر، زیباتر. و ندا آمد: بالاتر، بالاتر! آوازه از ره دور: جنگل ها می خوانند؟ و ندا آمد: خلوت ها می آیند. و شیاری ز هراس. و ندا آمد: یادی بود، پیدا شد، پهنه چه زیبا شد! "او" آمد، پرده ز هم وا باید، درها هم: و ندا آمد: پرها هم. « سهراب سپهری » @رها

1391/07/14 - 10:39

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)