پوپكم ! پوپك شیرین سخنم ! این همه فارغ از این شاخه به آن شاخه مپر، این همه قصه شوم از كس و ناكس مشنو ، غافل از دام هوس… این همه در بر هر ناكس و هر كس منشین . پوپكم پوپك شیرین سخنم ! تویی آن شبنم لغزنده گلبرگ امید… من از آن دارم بیم… كاین لجن زار تو را پوپكم آلوده كند… اندرین دشت مخوف… كه تو آزادی اش ای پوپك من می خوانی زیر هر بوته ی گل… لب هر جویه ی آب… پشت آن كهنه فسونگر دیوار… كه كمین كرده تو را زیر درختان كهن… پوپكم! دامی هست… گرگ خونخواره ی بدكاره ی بدنامی هست. سال ها پیش دل من كه به عشق ایمان داشت… تا كه آن نغمه جان بخش تو از دور شنید… اندر این مزرع آفت زده شوم حیات… شاخ امیدی كاشت. چشم بر راه تو بودم كه تو كی می آیی. بر سر شاخه ی سر سبز امید دل من… كه تو كی می خوانی. پوپكم یادت هست ؟ در دل آن شب افسانه ی مهتابی… كه بر آن شاخه پریدی… لحظه ای چند نشستی… نغمه ای چند سرودی… گفتم این دشت سیه خوابگه غولان است… همه رنگ است و ریا… همه افسون و فریب . صید هم چون تویی ای پوپك خوش پروازم… مرغ خوشخوان و خوش آوازم… به خدا آسان است.
خیلی خوشگله افرین
14 سال و 1 ماه و 4 روز و 17 ساعت و 5 دقيقه قبلولی فک کنم اگه خودت میخوندیش خوشگل تر میشد
خجالت میکشم
14 سال و 1 ماه و 4 روز و 17 ساعت و 4 دقيقه قبلنکش ضرر داره
14 سال و 1 ماه و 4 روز و 17 ساعت و 1 دقيقه قبل