دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

یک شب آتش در نیستانی فتاد / سوخت چون عشقی که بر جانی فتاد / شعله تا سرگرم کار خویش شد / هر نی ای شمع مـــــزار خویش شد / ... !

1391/07/16 - 12:20 در بروبکس توییت
1 ديدگاه
✔ عـلـ[بابا]ــی

نی به آتش گفت کاین آشوب چیست؟
مر تو را زین سوختن مطلوب چیست؟

گفت آتش بی سبب نفـــــروختم
دعوی بی معنیت را سوختـــــــم

زان که می گفتی نی ام با صد نمود
همچنان در بند خود بودی که بود

با چنین دعوی چرا ای کم عیار
برگ خود می ساختی هر نو بهار

مرد را دردی اگر باشد خوش است
درد بی دردی علاجش آتش است

مجذوب علی شاه

13 سال و 11 ماه و 14 روز و 31 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)