دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

ِ من ...

1391/07/16 - 16:55 در مادر...
1 ديدگاه
باران بهاری

او که صبح ها به عشق ِ مربّای هویجش ، صبحانه می خوردم ...

او که در هر جمله اش شعری نهفته بود ...

او که وقتی سرما میخوردم برایم آش ِ عدس می پخت ...

او که میگفت به برادر بزرگترم باید بگویم داداشی ...

او که وقتی از مدرسه دیر میرسیدم چادر به سر ، در کوچه انتظارم را میکشید ...

او که دستم را می گرفت تا با هم به لحاف محلّه برویم و من تا مدتی پیش در جستجوی این محلۀ عجیب بودم ...

او که شب ها برایم قصۀ آهو خانم را میگفت تا خوابم ببرد ...


بی بی ِ من ، هنوز هم دوست داشتنی ترین مادربزرگ دنیاست.

13 سال و 11 ماه و 13 روز و 14 ساعت و 9 دقيقه قبل
دیدگاه غیرفعال شده است.

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)