دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

سلام هر وقت به خودم تو اینه نگاه می کنم می بینم چی بودم و چی شدم تو بچگی فقط دنبال بازی و سرگرمی بودم تا روزمو شب و شبمو روز کنم از اون زمون ها خیلی گذشته و حالا به دورانی رسیدم که می فهمم که ای کاش همیشه یه بچه بازی گوش بودم و هیچ وقت بزرگ نمی شدم چون تا به این سن رسیدم از بزرگ شدن جز نامردی و دروغ چیزی ندیدم یه بار عاشق شدم عاشق کسی که همه چیز من بودم این بزرگترین ضربه ای بود که تو بزرگ شدن خوردم همه چیزم همه فکرم به خاطر اون بود گفتم شاید بتونم مثل کتابها عشق رو اثبات کنم و بگم یه عاشق واقعی هستم ولی هیچ وقت نشد شاید خدا خواست که این جوری بشه تا حالا فکر می کردم که زنده هستم ولی الان احساس می کنم که یه مرده متحرکم و فقط دارم نفس های اخرمو می کشم و تو این دنیا هیچ ارزوی ندارم که بخوام بخاطرش زندگی کنم ............؟ سودای دلم قسمت هر بی سر و ژائی نیست...................... نوشته خودمه

1391/07/17 - 16:28
4 ديدگاه
lvliss nazi

khob ba'zi ghesmataye zendegit mese mane!!ama man alan faghat [!] mikonam..ye labkhand earoom..k poshtesh pore boghze!!bi tafavotam..fahmidamet

14 سال و 1 ماه و 1 روز و 19 ساعت و 43 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)