دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

احمدم نیا... آقا میگفت ظرف دعایت باید پرشود که برگردی...سوالی دارم... میخواهی بیایی چکار؟... اینجا همه دکتر هستنند و مهندس .... خیلی ها اجتهاد دارند.... خیلیها شهردارند و شهروند افتخاری .... و استاندار...... همه هم میخواهند رئیس جمهور شوند.... اینجا دزدان هم سایت شخصی دارند و میدان نفت و گاز و دانشگاه و دانشجو واستاد و مدرک معامله میکنند...اما حالا که آقا رفته میگویم نیا.... دیگر چشمان ابراهیم منتظرت نیست.... باشد حق با توست.... این تو بودی که منتظر چشمان ابراهیم بودی ... ولی دیگر نباش.... که نور چشم ابراهیم نیز منتظرش نیست.... بار ها به ابراهیمت گفته ام که از چشم تو چشمه هاست در چشم همه.... اما زمانه خشکیست برادر....تا آنجا که ژاله اش هم روح حاجی را طلاق داده .... نیا حاج احمد....نکند بیایی و موازنه قحط الرجال این ام القری جهان اسلام را به هم بزنی.... نکند بیایی و رنگ شهر بازی ات بدهد و آنوقت گرفتار تجارت ریا و مکنت خواهی شد .... و شاید روزی بخواهی رییس جمهور شوی... همین حالا به تو میگویم .... که من به خشونت طلبای مثل شماها رای نمیدم ... حتی به تو فکر نمیکنم... من منتظر تو نیستم....

1 ديدگاه
امیرحسیــن :-)

دیگر کا[!]ت... توهماتی بود... بزرگواری کنید....عفو کنید.... اما خودتان را جای من بگذارید.... من با کدام اندیشه یادتان کنم... نمیدانم... امیدمان به آزادیت باشد... یا با قکر تشییعت نا امید باشیم....میترسم که بیایی و پشیمان شوی...علی اکبر ابوترابی هم از آمدنش خیلی هم راضی نبود.... رنگ و لعاب بچه های جنگ زیر رنگین کمان تزویر این خیابانهای هزار رنگ محو شده .... قول میدهم از برگشتن زیاد راضی نشوی... ما به همان لبخند پشت چهره عبوس عکسهای سال شصت راضی هستیم....زمانه زمانه برچسب زدن است... مانند زمان جوانیت حاجی... به قول محسن اردستانی اون زمان برچسب چریک خوردی ... الان هم که بیایی حتما برچسبی خواهی خورد.... اما گاهی فکر میکنم کاش همان سال اول شهید شده باشی... تا این همه درد و رنج اسارت را نکشیده باشی...و کاش ما هم همان اول کار میمردیم رنج انتظارتان را نمیدیدیم...

دارم اندر دل خونین نفسی/همچو مرغی که اسیر قفسی... قبول کن نفسمان به شماره می افتد وقتی حرفی از آمدنت هست.... و دلمان میگیرد از زمانه که تو بخواهی اینجا سر کنی... بگذار دلم بگوید.... ای آرزوی دیده دلم در هوای توست/جانم اسیر سلسله مشک سای توست.

13 سال و 11 ماه و 12 روز و 15 ساعت و 58 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)