دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

جان‌ها است برآشفته ناخورده و ناخفته / از بهر عجب بزمی کاو وقت سحر سازد / بس کردم و بس کردم، من تَرکِ نَفَس کردم / خود گوید جانانی کز گوش بَصَر سازد / ... !

1391/07/19 - 23:07 در بروبکس توییت
1 ديدگاه
✔ عـلـ[بابا]ــی

ای دوست شَکَر خوشتر یا آنکه شکر سازد؟
ای دوست قمر خوشتر یا آنکه قمر سازد؟

بگذار شکرها را , بگذار قمرها را
او چیز دگر داند او چیز دگر سازد

در بَحرْ عجایب‌ها، باشد بجز از گوهر
اما نه چو سلطانی کاو بحر و دُرَر سازد !

جز آب دگر آبی از نادره دولابی
بی شُبهه و بی‌خوابی او قُوُت جگر سازد

بی عقل نَتان کردن یک صورتِ گرمابه
چون باشد آن علمی، کاو عقل و خبر سازد

بی علم نمی‌تانی کز پیهْ کَشی روغن
بنگر تو در آن علمی کز پیهْ نظر سازد

جان‌ها است برآشفته ناخورده و ناخفته
از بهر عجب بزمی کاو وقت سحر سازد

ای شاد سحرگاهی کان حسرت هر ماهی
بر گِردِ میانِ من دو دست کمر سازد

می‌خندد این گردون , بر سَبلَتِ آن مفتون
خود را پی دو سه خر، آن مسخره، خر سازد

آن خر به مثال جو در زر فِکَنَد خود را
غافل بود از شاهی کز سنگ گُهَر سازد

بس کردم و بس کردم، من تَرکِ نَفَس کردم
خود گوید جانانی کز گوش بَصَر سازد

مولانا

13 سال و 11 ماه و 10 روز و 7 ساعت و 12 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)