دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

1391/07/22 - 10:39 در اشعار فارسی
1 ديدگاه
باران بهاری

کشور من که خلوت دنجی است در اتاق سه در چهار خودم

مرزهایش در آسمان خدا ، پرچمش رنگ انتظار خودم


تخت خوابی که خاطرش تخت است هیچ کس درکمین فتحش نیست

چهار دیوار اختیاری من ، نیست الّا به اختیار خودم


افتخار جهان من این است دست مزدور هیچکس نشدم

دولت و پادشاه و ملّت آن همه هستند جیره خوار خودم


کشور من فضای مطلوبی است رو به بستان بی خزان کتاب

قصّه سر می کنند با چشمم از ازل تا به روزگار خودم


خارج از مرزهای کشور من ازدحام خدا خدای شماست

من ولی باز می کنم هر روز ، روزنی رو به کردگار خودم


می روم در اتاق تنهایی رو به تقویم خسته ی دیوار

لحظه های همه زمستانی است من ولی گرم در بهار خودم


غلامرضا شکوهی

13 سال و 11 ماه و 8 روز و 4 ساعت و 52 دقيقه قبل
دیدگاه غیرفعال شده است.

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)