دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

درد و دل امروز و همه عمرم....اگه دوست داشتین گوش کنین.......(....نوحه پروفایلم....) . . .

1391/07/24 - 00:19
1 ديدگاه
یک آقایِ مثلا نویسنده

پ.نـ :بابا جون...باباجونم....جون امیدت...جون همون دوستات...خودتو نزن....اینقدر به سر و صورتت نزن...باباجون هنوز صورتم کبوده...بابا جونم....امیدت که نمرده...من هستم بابا جون من اینقدر نزن...ببین صورت من هست....نزن باباجونم...

+امروز دلمو شکستن...ترو خدا ...شمارو به همه مقدساتتون به هرچیزی که میپرستین و اعتقاد دارین...اگه نمیفهمینشون اگه نمیخواین بفهمینشون یا هرچیز دیگه ای....ترو خدا بهشون نخندین...
نمیگم بخاطر شما رفتن...نه بخاطر ارمانهای های خودشونو و دل خودشون رفتن...شمایی که ادعاتون میشه همه چی میدونین و به اصطلاح روشن فکرین....این روشن فکری نیست بهش بخندین...
+این تمدن نیست که به افتادن یه مرد میخندین . . . حلال نمیکنم تون.....
+به خیال خودمون میخواستیم بریم عروسی....اونم عروسی بچه شهید...
+دوستان ببخشید ناراحتتون کردم...داشتم خفه میشدم...خیلی روز بدی بود امروز...بعد از چند وقت بابام دوباره اونجوری شد...
+ببخشید...
+بابا جونم با اینکه حتی یه بارم اسممو صدا نکردی ....ولی من عاشقتم....دوست دارم باباجونم...

13 سال و 11 ماه و 20 روز و 5 ساعت و 5 دقيقه قبل
دیدگاه غیرفعال شده است.

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)