دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

منم میخام امشب که شبه اخره اعتراف کنم ...... ....................... ... .. ...... . .... . ....... .. .... ... ... .. خلاصه اینطوری ...شرمنده همتون بچه ها

1391/07/25 - 01:39
10 ديدگاه
یک آقایِ مثلا نویسنده

چه اعتراف بدی بود....تو خجالت نمیکشی... ؟؟؟!!!!

14 سال و 25 روز و 1 ساعت و 5 دقيقه قبل
__** پسر**__

مریم جان چشات بریل میبینه عزیزم خوبی از خودته
عبور بازم شرمنده
امید سرکوفت نزن ...همش به خاطر رفیق ناباب بود

14 سال و 25 روز و 54 دقيقه قبل
Rahil

هی هی،طفلک بچه ی مردم کلا .......(این یعنی ازدست رفت)

14 سال و 25 روز و 49 دقيقه قبل
__** پسر**__


چه میشه کرد دنیای نامردیه خو

14 سال و 25 روز و 42 دقيقه قبل
Rahil

طلفکی،چی میکشی تو از دست این دنیا!همونه یه پوست واستخون شدی مادر!خدا بگم این دنیارو چیکارکنه؟ببین با بچه ی مردم چیکار میکنه؟هی وای!

14 سال و 25 روز و 37 دقيقه قبل
__** پسر**__

مامانم هم اینطوری در مورد من نمیحرفه
بی خیال راهیل من اگر ازدواج میکردم الان دخترم هم قد تو بود

14 سال و 24 روز و 23 ساعت و 50 دقيقه قبل
Rahil

جانم؟راحیل دچار سرگیجه میشود!

14 سال و 24 روز و 23 ساعت و 47 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)