دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

چـه کنم با دل ِ خویش...؟

1391/07/25 - 14:07 در اشعار فارسی
2 ديدگاه
باران بهاری

آه... آه از دل من ،

که از او نیست به جز خون جگر حاصل من

زانکه هر دم فکند جان مرا در تشویش ،

چه کنم با دل خویش ؟

چه دل مسکینی ؟

که غمین می شود اندر غم هر غمگینی ،

هم غم گرگ دهد رنجش و هم غصه ی میش ،

چه کنم با دل خویش ؟

در دلم هست هوس ،

که رسد در همه احوال به درد همه کس ،

چه امیری متمول چه فقیری درویش ،

چه کنم با دل خویش ؟

دارد این دل اصرار،

که من امروز شوم بهر جهانی غمخوار ،

همه جا در همه وقت ،

همه را در همه کیش ،

چه کنم با دل خویش ؟

از برای همه کس ،

دل بی رحــــــم درین دوره به کار آید و بس ،

نرود با دل پر عاطفه کاری از پیش ،

چه کنم با دل خویش ؟

13 سال و 11 ماه و 4 روز و 11 ساعت و 36 دقيقه قبل
دیدگاه غیرفعال شده است.

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)