دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

کاش می شد خالی از تشویش بود / برگ سبزی تحفه ی درویش بود / کاش تا دل می گرفت و می شکست / عشق می آمد کنارش می نشست ... !/

1391/07/25 - 23:54 در بروبکس توییت
1 ديدگاه
✔ عـلـ[بابا]ــی

کاش می شد لحظه ای پرواز کرد
حرف های تازه را آغاز کرد

کاش می شد خالی از تشویش بود
برگ سبزی تحفه ی درویش بود
کاش تا دل می گرفت و می شکست
عشق می آمد کنارش می نشست

کاش با هر دل ، دلی پیوند داشت
هر نگاهی یک سبد لبخند داشت
کاش لبخند ها پایانی نداشت
سفره ها تشویش آب و نان نداشت
کاش می شد ناز را دزدید و برد
بوسه را با غنچه هایش چید و برد
کاش دیواری میان ما نبود
بلکه می شد آن طرفتر را سرود
کاش من هم یک غناری می شدم
در تب آواز جاری می شدم
آی مردم من غریبستانی ام
امتداد لحظه ای بارانی ام
شهر من آنسو تر از پروازهاست
در حریم آبی افسانه هاست
شهر من بوی تغزل می دهد
هر که می آید به او گل می دهد
دشت های سبز وسعت های ناب
نسترن، نسرین ، شقایق ، آفتاب
باز این اطراف حالم را گرفت
لحظه ئ پرواز بالم را گرفت
می روم ان سو تو را پیدا کنم
در دل آیینه جایی وا کنم.

دکتر انوشه

13 سال و 11 ماه و 4 روز و 4 ساعت و 43 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)