دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

هزار جهد بکردم که سِرّ عشق بپوشــم / نبود بر سر آتش ميسرم کـه نجوشــم / به هوش بودم از اول که دل به کس نسپارم / شمايل تو بديدم نه صبر ماند و نه هــوشم ... !/

1391/07/27 - 23:35 در بروبکس توییت
1 ديدگاه
✔ عـلـ[بابا]ــی

حکايتي ز دهانت به گوش جـــان من آمد
دگـر نصيحت مردم حکايتست به گوشم

مگـــر تو روي بپوشي و فتنه بازنشاني
کـه من قرار ندارم که ديده از تو بپوشم

من رميده دل آن به کـــه در سماع نيايم
کـه گر به پاي درآيم به در برند به دوشم

بيا به صلحِ من امروز، در کــنار من امشب
که ديده خواب نکردست از انتظار تو دوشم

مــرا به هيچ بدادي و من هـنوز برآنم
کــه از وجود تو مويي به عالمي نفروشم

به زخم خورده حکايت کنم ز دست جراحت
که تندرست ملامت کــند چو من بخروشم

مرا مگوي که سعدي طريق عشق رها کن
سخن چه فايده گفـتن چو پند مي ننيوشم؟

به راه بـاديه رفتن به از نشستن بـاطل
وگــر مراد نيابم به قدر وسع بکوشم

سعدی

13 سال و 11 ماه و 2 روز و 3 ساعت و 59 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)