مردی داخل چاله ای افتاد و بسیار دردش آمد یک رو حانی او را دید و گفت: حتما گناهی انجام داده ای! دانشمندی عمق چاله و رطوبت خاک آن را اندازه گرفت! یوگیست به او گفت: این چاله و دردت فقط در ذهن تو هستندو واقعیت ندارند! پزشکی برای او دو قرص آسپرین پایین انداخت! یک تقویت کننده فکر او را نصیحت کرد که: خواستن توانستن است! فرد خوشبینی به او گفت: ممکن بود یکی از پاهات بشکنه! سپس فرد بیسوادی گذشت و دست او را گرفت و او را از چاله بی رو ن آورد! آنکه می تواند انـــجام می دهد و آنکه نمی تواند انتـــقاد می کند...!