جهت عضويت در Donbaler و دنبال کردنِ amir تمايل داريد ؟!

دنبالر یک میکروبلاگ چند رسانهای است که کاربران آن میتوانند یک ارسال با طول 1000 کاراکتر بهمراه تصویر، ویدئو، لینک و فایل داشته و با دنبال کردن کاربرانِ شبکه، افکار و نظرات خود را با سایرین به اشتراک بگذارند. گروهها، کارمندان، همکاران و انجمنها با ایجاد یک گروه عمومی یا خصوصی قادر به ارتباط با یکدیگر و اطلاع رسانی بوده و به کمک تکنولوژی RSS میتوانند تازه ترینهای شبکه را پیگیری نمایند. دنبالر توسط هر وسیلهی متصل به اینترنت از جمله تلفن همراه دنبالپذیر بوده و امکان ارسال پست توسط پیامک (SMS) را دارا میباشد!
از میان انبوه سوالاتی که در باره حضرت آدم علیه السلام و فرزندانش وجود دارد جدی ترین سوال این است که زاد ولد، تکثیرو تولید نسل انسانی میان فرزندان آدم علیه السلام چگونه صورت گرفته است؟
13 سال و 11 ماه و 2 روز و 9 ساعت و 7 دقيقه قبلدر این خصوص احتمالاتی چند متصور است:
1- نخست اینکه فرزندان آدم با یکدیگر ازدواج کرده اند.
2- دیگراینکه فرزندان آدم با انسانهایی از نسل انسانهای پیشین ازدواج کرده اند چنانکه ظاهر پاره ای از روایات موید این مدعاست.
3- احتمال ضعیفتری نیز وجود دارد وآن اینکه فرزندان آدم با افرادی ازجنس جن یا ملک ازدواج کرده باشند چنانکه پاره ای دیگر ازروایات این ادعا را تا اندازه ای تایید می کند.
اینک به بررسی احتمالات یاد شده می نشینیم.
با بررسی اقوال و آرای اندیشمندان اسلامی در می یابیم که عده ای از بزرگان احتمال اول و عده ای دیگر احتمال دوم را پذیرفته اند. احتمال اخیر نیز به دلیل عدم قطعیت سند مردود است.
اکنون ببینیم کدامیک از این دو دیدگاه عمده بیشتر قابل دفاع است.
آنچه از سخن مرحوم علامه استفاده می شود اینکه تنفر فطرت انسانی از مسأله ازدواج با محارم به دلیل شیوع فحشاء و منکراتی است که در اثر چنین ازدواجهایی به تدریج در جوامع انسانی به وجود آمده است و چون در زمان فرزندان حضرت آدم هنوز فساد و منکرات شیوع نداشت لذا چنین ازدواجی با فطرت انسانی مخالف نبود
بررسی و تبیین دیدگاه اول:
13 سال و 11 ماه و 2 روز و 9 ساعت و 7 دقيقه قبلاگر دیدگاه نخست را که می گفت: " پیدایش نسل انسانها در اثرازدواج فرزندان آدم علیه السلام با یکدیگر پدید آمده است" بپذیریم، آنگاه اولا:
- باید بتوانیم مساله حرمت شرعی نکاح میان خواهر و برادر را توجیه کنیم.
- ثانیا: باید ببینیم این امر مخالفتی با فطرت و سرشت انسانی دارد یا خیر؟
صاحب المیزان، علامه طباطبایی(ره) پیرامون مسأله نخست قایل به حلیّت شرعی نکاح میان محارم در زمان حضرت آدم علیه السلام می باشند. عین سخن ایشان در این باره چنین است:
" اینکه چنین ازدواجى در اسلام حرام است و بطورى كه حكایتشده در سایرشرایع نیز حرام و ممنوع بوده ضررى به این نظریه نمىزند، براى اینكه تحریم حكمى است تشریعى، كه تابع مصالح و مفاسد است، نه حكمى تكوینى(نظیر مستى آوردن شراب) و غیرقابل تغییر، و زمام تشریع هم به دستخداى سبحان است، او هر چه بخواهد مىكند و هرحكمى بخواهد مىراند، چه مانعى دارد كه یك عمل را در روزى و روزگارى جایز و مباحكند، و در روزگارى دیگر حرام نماید، در روزى كه جز تجویزش چارهاى نیست تجویز كند ودر روزگارى دیگر كه این ضرورت در كار نیست تحریم كند، ازدواج خواهر و برادر را در روزگارى كهتجویزش باعثشیوع فحشا و جریحهدار شدن عفت عمومى نمىشود تجویز كند و در روزگارى دیگركه باعث این محذور مىشود تحریم كند."(1)
مرحوم علامه طباطبایی همچنین سوال دوم را چنین پاسخ گفته اند:
13 سال و 11 ماه و 2 روز و 9 ساعت و 7 دقيقه قبل"این سخن كه ازدواج خواهر و برادر منافى با فطرت باشد درست نیست و فطرت چنین ازدواجى را صرفا به خاطر اینكه ازدواج خواهر و برادر است نفىنمىكند و از آن تنفر ندارد، بلكه اگر نفى مىكند و اگر از آن تنفر دارد براى این است كهباعثشیوع فحشا و منكرات مىشود و باعث مىگردد غریزه عفتباطل گردد و عفتعمومى لكهدار شود. و پر واضح است كه شیوع فحشا بوسیله ازدواج خواهر و برادر در زمانى است كهجامعه گستردهاى از بشر وجود داشته باشد و اما در روزگارى كه در تمامى روى زمین غیر ازچند پسر و چند دختر از یك پدر و مادر وجود ندارند و از سوى دیگر مشیتخداى تعالى تعلقگرفته كه همین چند تن را زیاد كند، و افرادى بسیار از آنان منشعب سازد، دیگر عنوان فحشابر چنین ازدواجى منطبق و صادق نیست. پس اگر انسان امروز از چنین تماس و چنین جماعى نفرت دارد به خاطر علتى است كهگفتیم، نه اینكه به حسب فطرت از آن متنفر باشد، به شهادت اینكه مىبینیم مجوسیان در قرنهائىطولانى(بطورى كه تاریخ ذكر مىكند)ازدواج بین خواهر و برادر را مشروع مىدانستند و از آنمتنفر نبودند و هم اكنون بطور قانونى در روسیه(بطورى كه نقل شده)و نیز بطور غیر قانونى یعنىبه عنوان زنا در اروپا انجام مىشود."(2) که البته این سازگار با عفت جهانی نیست و مردود می باشد.
بنا بر آنچه گذشت تنفر فطرت انسانی از مسأله ازدواج با محارم به دلیل شیوع فحشاء و منکراتی است که در اثر چنین ازدواجهایی به تدریج در جوامع انسانی به وجود آمده است و چون در زمان فرزندان حضرت آدم هنوز فساد و منکرات شیوع نداشت لذا چنین ازدواجی با فطرت انسانی مخالف نبود.
مرحوم علامه طباطبایی همچنین سوال دوم را چنین پاسخ گفته اند:
13 سال و 11 ماه و 2 روز و 9 ساعت و 6 دقيقه قبل"این سخن كه ازدواج خواهر و برادر منافى با فطرت باشد درست نیست و فطرت چنین ازدواجى را صرفا به خاطر اینكه ازدواج خواهر و برادر است نفىنمىكند و از آن تنفر ندارد، بلكه اگر نفى مىكند و اگر از آن تنفر دارد براى این است كهباعثشیوع فحشا و منكرات مىشود و باعث مىگردد غریزه عفتباطل گردد و عفتعمومى لكهدار شود. و پر واضح است كه شیوع فحشا بوسیله ازدواج خواهر و برادر در زمانى است كهجامعه گستردهاى از بشر وجود داشته باشد و اما در روزگارى كه در تمامى روى زمین غیر ازچند پسر و چند دختر از یك پدر و مادر وجود ندارند و از سوى دیگر مشیتخداى تعالى تعلقگرفته كه همین چند تن را زیاد كند، و افرادى بسیار از آنان منشعب سازد، دیگر عنوان فحشابر چنین ازدواجى منطبق و صادق نیست. پس اگر انسان امروز از چنین تماس و چنین جماعى نفرت دارد به خاطر علتى است كهگفتیم، نه اینكه به حسب فطرت از آن متنفر باشد، به شهادت اینكه مىبینیم مجوسیان در قرنهائىطولانى(بطورى كه تاریخ ذكر مىكند)ازدواج بین خواهر و برادر را مشروع مىدانستند و از آنمتنفر نبودند و هم اكنون بطور قانونى در روسیه(بطورى كه نقل شده)و نیز بطور غیر قانونى یعنىبه عنوان زنا در اروپا انجام مىشود."(2) که البته این سازگار با عفت جهانی نیست و مردود می باشد.
بنا بر آنچه گذشت تنفر فطرت انسانی از مسأله ازدواج با محارم به دلیل شیوع فحشاء و منکراتی است که در اثر چنین ازدواجهایی به تدریج در جوامع انسانی به وجود آمده است و چون در زمان فرزندان حضرت آدم هنوز فساد و منکرات شیوع نداشت لذا چنین ازدواجی با فطرت انسانی مخالف نبود.
اشکال دیگری نیز بر این مدعا وارد است و آن اینکه اگر ازدواج با محارم به حکم فطرت انسانی امری قبیح و نا پسند است عین همین اشکال درباره انسانهای نخستین پیش از خلقت آدم نیز مطرح خواهد بود بدین معنا که آنها نیز نمی بایست با محارم خویش ازدواج می کردند که در این صورت هیچ انسانی به وجود نمی آمد. بنا براین هیچ گریزی از قبول ادعای ازدواج انسانهای نخستین (خواه فرزندان آدم؛ خواه اسنانهای ما قبل آدم)با محارم خویش وجود ندارد.