دنبالر یک میکروبلاگ چند رسانهای است که کاربران آن میتوانند یک ارسال با طول 1000 کاراکتر بهمراه تصویر، ویدئو، لینک و فایل داشته و با دنبال کردن کاربرانِ شبکه، افکار و نظرات خود را با سایرین به اشتراک بگذارند. گروهها، کارمندان، همکاران و انجمنها با ایجاد یک گروه عمومی یا خصوصی قادر به ارتباط با یکدیگر و اطلاع رسانی بوده و به کمک تکنولوژی RSS میتوانند تازه ترینهای شبکه را پیگیری نمایند. دنبالر توسط هر وسیلهی متصل به اینترنت از جمله تلفن همراه دنبالپذیر بوده و امکان ارسال پست توسط پیامک (SMS) را دارا میباشد!
از دیرباز تشبیه از بهترین ابزاری بوده که برای روشن شدن و واضح ساختن هرچه بیشتر مقصود گوینده به کار گرفته شده است تا آنچه در ذهن دارد برای مخاطب کاملاً ملموس شود ، قرآن کریم کتاب خداست بهترین تشبیهات را در خود دارد . قبل از ذکر نمونه ای از این تشبیهات بهتر است خود را در مقام گوینده ای بگذاریم که می خواهیم قشری را توصیف کنیم که از قضا در جامعه ما رشد فزاینده ای دارند و مخرب، همان به اصطلاح دانشمندانی که در دامن اسلام رشد کردند علم آموختند و بالیدند و در نهایت تیشه برداشته و به جان باورهای مردم افتاده اند نامشان را چه می گذاشتیم؟
13 سال و 11 ماه و 2 روز و 9 ساعت و 3 دقيقه قبلبا کدام تعبیر می توانستیم بهترین توصیف را از آنها و عمل زشتشان ارائه دهیم ؟لحظه ای بیندیشیم، و اکنون ببینیم نامی را که قرآن بر آن ها می نهد و چگونه توصیفشان می کند.
خداوند متعال در آیات 175، 176، 177 سوره اعراف مثل مى فرماید: «وَاتلُ عَلَیْهِمْ نَبَاَ الَّذى آتَیْناهُ آیاتِنا فَانْسَلَخَ مِنْها فَأَتْبَعَهُ الشَّیْطانُ فَکانَ مِنَ الْغاوینَ، وَلَوْ شَئْنا لَرَفَعْناهُ بِها وَلکنَّهُ اَخْلَدَ اِلى الاَْرْضِ وَاتَّبَعَ هَوَاهُ فَمَثَلُهُ کمَثَلِ الْکلْبِ اِنْ تَحْمِلْ عَلَیْهِ یَلْهَثْ اَوْ تَتْرُکهُ یَلْهَثْ ذلِک مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذینَ کذَّبُوا بِآیاتِنا فَاقصُصِ القَصَصَ لَعَلَّهُمْ یَتَفَکرُونَ»؛ بر آنها بخوان سرگذشت آن کس را که آیات خود را به او دادیم ولى [سرانجام ] خود را از آن تهى ساخت و شیطان در پى او افتاد، و از گمراهان شد. و اگر مى خواستیم، [مقام] او را با این آیات [و علوم و دانشها] بالا مى بردیم [امّا اجبار، بر خلاف سنّت ماست پس او را به حال خود رها کردیم] و او به پستى گرایید، و از هواى نفس خود پیروى کرد. مثل او همچون سگ [هار] است که اگر به او حمله کنى، دهانش را باز کرده، زبانش را بیرون مى آورد، و اگر او را به حال خود واگذارى، باز همین کار را مى کند [گویى چنان تشنه دنیاپرستى است، که هرگز سیراب نمى شود] این مثل گروهى است که آیات ما را تکذیب کردند این داستانها را [براى آنها] بازگو کن، شاید بیندیشند (و بیدار شوند).
در این آیات سه گانه، سخن از عالم و دانشمندى است که در مسیر صحیح بوده و به مقامات معنوى عالى دست یافته است ولى تدریجاً منحرف و از درگاه خداوند رانده شده است. خداوند چنین دانشمندى را به سگ هار تشبیه مى کند تا دیگران از او پند و عبرت گیرند.
13 سال و 11 ماه و 2 روز و 9 ساعت و 3 دقيقه قبلبلعم باعورا از آیات الهى تهى و خالى شد یعنى على رغم این بود که در ابتدا، آیات و علوم الهى چنان بر او احاطه داشت که چون پوستى در تن او شده بود امّا ناگهان از آنها منسلخ و تهى شده، در پى شیطان رفت یا شیطان در پى او، در نتیجه، عاقبت او به شر ختم شد و در صف گمراهان و شقاوتمندان قرار گرفت
شأن نزول آیه
در این که منظور از عالم و دانشمندى که در این آیه از او سخن به میان رفته چه شخصى است، بین مفسّران گفتگوست: مشهور مفسّران بر این عقیده اند که منظور «بلعم باعورا» است. او یکى از علماى بنى اسراییل بود که در مسیر عبادت، پیشرفت چشمگیرى داشت تا آن جا که به «اسم اعظم» دست یافته، «مستجاب الدّعوة» شد. هنگامى که حضرت موسى (علیه السلام) به مقام شامخ و رفیع نبوّت نایل شد، این مسأله آتش حسادت را در دل و روح بلعم باعورا شعله ور ساخت! آتش حسادت هر روز فروزان تر شد، فضایل او را در کام خود مى سوزاند. حسادت از یک سو، و دنیاپرستى از سوى دیگر، سبب شد که بلعم باعورا به دربار فرعون پناه آورده، از «وعاظ السّلاطین» شود و تمام افتخاراتش را از دست داده، عاقبت به شر شود.
قرآن مجید داستان این عالم منحرف را بیان فرموده، تا مایه عبرت دیگران شود. بعضى دیگر از مفسّران برآنند که منظور از عالم در آیه شریفه، «امیة بن ابى الصلت» است. امیّه از شاعران معروف زمان جاهلیّت است که نخست ایمان آورد سپس بر اثر حسادت به مقام پیامبر (صلى الله علیه وآله) بناى مخالفت نهاد.
«وَاتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأ الَّذى اتَیْناهُ ایاتِنا» اى پیامبر! داستان آن مرد را ـ که آیات الهى به او عطا شد و مشمول رحمت الهى قرار گرفت ـ براى مسلمانان و یاران و اصحاب بخوان.
13 سال و 11 ماه و 2 روز و 9 ساعت و 3 دقيقه قبلمنظور همان احکام تورات و مواعظ آن است یعنى او به احکام تورات و موعظه هاى آن کاملا آشنا و عامل بود. عدّه اى دیگر بر این عقیده اند که مراد از آیات الهى، نایل شدن به اسم اعظم است و از همین جهت بود که بلعم باعورا مستجاب الدّعوه شد و در جامعه نفوذ فوق العاده اى پیدا کرد.
معناى آیه با توجّه به توضیحات فوق این چنین مى شود که: بلعم باعورا از آیات الهى تهى و خالى شد یعنى على رغم این بود که در ابتدا، آیات و علوم الهى چنان بر او احاطه داشت که چون پوستى در تن او شده بود امّا ناگهان از آنها منسلخ و تهى شده، در پى شیطان رفت یا شیطان در پى او، در نتیجه، عاقبت او به شر ختم شد و در صف گمراهان و شقاوتمندان قرار گرفت.
حضرت موسی
«وَلَوْ شِئْنا لَرَفَعْناهُ بِها وَ لکنَّهُ اَخْلَدَ اِلَى الاَْرْضِ وَ اتَّبَعَ هَواهُ» یعنى اگر مى خواستیم که او به اجبار در راه حق بماند، این کار را انجام مى دادیم ولى این چنین نکردیم تا ببینیم او، خود با اختیارش چه مى کند زیرا دین اسلام، دین اختیار است نه اجبار «اِنّا هَدَیْناهُ السَّبیلَ اِمّا شاکراً وَ اِمّا کفُوراً» ما راه را به او نشان دادیم خواه شاکر باشد، خواه ناسپاس!(2)
در نتیجه، آیه مى فرماید: ما بلعم باعورا را به خود واگذاردیم ولى این عالم منحرف بنى اسراییلى ـ که روزى مُبلّغ نیرومند حضرت موسى (علیه السلام) بود ـ بر اثر دنیاپرستى، وعده هاى فرعون و حسادتى که نسبت به مقام موسى (علیه السلام) داشت، به جاى آن که پیروى از موسى و خداى خویش کند، تابع هوى و هوس خویش گردیده، از درگاه خداوند رانده شد. پس بنابر آیه فوق، عامل سقوط بلعم باعورا دو چیز
ـ دنیا پرستى و تمایل به فرعون 2ـ هواپرستى و پیروى از شیطان.
13 سال و 11 ماه و 2 روز و 9 ساعت و 3 دقيقه قبل«فَمَثَلُهُ کمَثَلِ الْکلْبِ اِنْ تَحْمِلْ عَلَیْهِ یَلْهَثْ اَوْ تَتْرُکهُ یَلْهَثْ» مثل بلعم باعورا، مثل سگ هار است. سگهاى معمولى در خدمت انسان هستند و منافع معقول و قابل توجهّى دارند به همین جهت، از نظر فقه اسلامى خرید و فروش چنین سگهایى مجاز شمرده شده است ولى سگهاى هار (سگ هاى مبتلا به بیمارى هارى) ـ که بعضى از انسان ها نیز بدان مبتلا هستند ـ از نظر فقه اسلامى بى ارزش شناخته شده است زیرا قبل از این بیمارى، کار او مراقبت بود و اکنون مزاحمت. از ویژگى هاى سگهاى هار این است که: معمولا دهانشان باز است و زبانشان همیشه در حرکت است این حالت به سبب حرارت زیاد است که بر اثر بیمارى در درون بدن آنها به وجود مى آید و حرکت زبان به حکم بادبزنى است که مقدارى او را خنک مى کند. سگ هار همیشه تشنه است و هیچ گاه سیراب نمى شود و در هر صورت ـ چه به او کمک کنند، چه رهایش سازند ـ به فرد مقابل حمله مى کند.
منظور «بلعم باعورا» است. او یکى از علماى بنى اسراییل بود که در مسیر عبادت، پیشرفت چشمگیرى داشت تا آن جا که به «اسم اعظم» دست یافته، «مستجاب الدّعوة» شد. هنگامى که حضرت موسى (علیه السلام) به مقام شامخ و رفیع نبوّت نایل شد، این مسأله آتش حسادت را در دل و روح بلعم باعورا شعله ور ساخت
قرآن مجید در این مثال زیبا، عالم منحرف را به سگ هار تشبیه کرده است یعنى انسان این چنینى نه تنها فاقد ارزش است، بلکه بسیار خطرناک است و هوا و هوس و دنیاپرستى چشم او را کور کرده است به گونه اى که نه دوست را مى شناسد و نه دشمن را.
«ذلِک مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذینَ کذَّبُوا بِآیاتِنا فَاقْصُصِ القَصَصَ لَعَلَّهُمْ یَتَفَکرُونَ»(3) این مثال جمعیّتى است که آیات الهى ما را تکذیب کردند اى پیامبر! این داستانها را براى عموم مردم ـ مخصوصاً یهود و نصارا ـ بخوان تا عبرت بگیرند و اندیشه کنند، که اگر آنها هم آیات الهى را تکذیب کنند، سرنوشتى چون داستان بعلم باعورا خواهند داشت.