جهت عضويت در Donbaler و دنبال کردنِ ✔ عـلـ[بابا]ــی تمايل داريد ؟!

دنبالر یک میکروبلاگ چند رسانهای است که کاربران آن میتوانند یک ارسال با طول 1000 کاراکتر بهمراه تصویر، ویدئو، لینک و فایل داشته و با دنبال کردن کاربرانِ شبکه، افکار و نظرات خود را با سایرین به اشتراک بگذارند. گروهها، کارمندان، همکاران و انجمنها با ایجاد یک گروه عمومی یا خصوصی قادر به ارتباط با یکدیگر و اطلاع رسانی بوده و به کمک تکنولوژی RSS میتوانند تازه ترینهای شبکه را پیگیری نمایند. دنبالر توسط هر وسیلهی متصل به اینترنت از جمله تلفن همراه دنبالپذیر بوده و امکان ارسال پست توسط پیامک (SMS) را دارا میباشد!
صدف سینه ی من عمری
13 سال و 10 ماه و 27 روز و 17 ساعت و 28 دقيقه قبلگهر عشق تو پرورده ست
کس نداند که درین خانه
طفل با دایه چه ها کرده ست
همه ویرانی و ویرانی
همه خاموشی و خاموشی
سایه افکنده به روزنها:
پیچک خشک فراموشی!
روزگاری ست درین درگاه
بوی مهر تو نپیچیده ست
روزگاری ست که آن فرزند
حال این دایه نپرسیده ست!
من و آن تلخی و شیرینی
من و آن سایه و روشن ها
من و این دیده ی اشک آلود
که بود خیره به روزن ها
یاد باد آن شب بارانی
که تو در خانه ی ما بودی
شبم از روی تو روشن بود
که تو یک سینه صفا بودی
رعد غرید و تو لرزیدی
رو به آغوش من آوردی
کام ناکام مرا –خندان-
به یکی بوسه روا کردی
باد هنگامه کنان برخاست!
شمع لبخند زنان بنشست!
رعد در خنده ی ما گم شد!
برق در سینه ی شب بشکست!
نفس تشنه ی تبدارم
به نفس های تو می آویخت
عود طبعم به نهان می سوخت
عطر شعرم به فضا می ریخت!
چشم بر چشم تو می بستم
دست بر دست تو می سودم
به تمنای تو می مردم
به تماشای تو خوش بودم
چشم بر چشم تو می بستم
شور و شوقم به سراپا بود
دست بر دست تو می رفتم
هرکجا عشق تو می فرمود!
از لب گرم تو می چیدم
گل صد برگ تمنا را
در شب چشم تو می دیدم:
سحر روشن فردا را
سحر روشن فردا کو؟
گل صد برگ تمنا کو؟
اشک و لبخند و تماشا کو؟
آن همه قول و غزل ها کو؟
باز امشب شب بارانی ست
از هوا سیل بلا ریزد
بر من و عشق غم آویزم
اشک از چشم خدا ریزد!
من و این آتش هستی سوز
تا جهان باقی و جان باقی ست
بی تو در گوشه ی تنهایی
بزم دل باقی و غم ساقی ست!