دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

شب آرامي بود// مي روم در ايوان، تا بپرسم از خود// زندگي يعني چه؟// مادرم سيني چايي در دست// گل لبخندي چيد ،//هديه اش داد به من //خواهرم تکه ناني آورد ، آمد آنجا لب پاشويه نشست// پدرم دفتر شعري آورد،// تکيه بر پشتي داد// شعر زيبايي خواند ،// و مرا برد، به آرامش زيباي يقين// با خودم مي گفتم:// زندگي، راز بزرگي است که در ما جاريست // زندگي فاصله آمدن و رفتن ماست// رود دنيا جاريست// زندگي ، آبتني کردن در اين رود است// وقت رفتن به همان عرياني؛// که به هنگام ورود آمده ايم// دست ما در کف اين رود //به دنبال چه مي گردد؟ هيچ!

1391/08/09 - 10:13

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)