دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

آن شب ترجمه ی آب را برای مادرم ، به لفظ ساده ی ترانه خواندم خندید ... صبح کاسه ای آب پشت سرم ریخت . ...

1391/08/15 - 13:17
1 ديدگاه
♥ღ سکوت زندگی♥ღ

حالا
ابتدای این جاده ی دور ایستاده ام
بی آب و
بی دعا ...

13 سال و 10 ماه و 21 روز و 2 ساعت و 22 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)