در خواست راهنمایی کرده بود، چند سالی می شد که با هم اختلاف داشتند و چند ماه هم بود که خانمش با یه بچه 4 – 5 ساله به خانه پدرش رفته بود؛ زندگی هر دو پر از اضطراب و نگرانی و آشفتگی و نا آرامی بود، بعدا معلوم شد که این اختلافات به بهانه عواملی از جمله: شاغل شدن زن و سوء ظن مرد و عدم عمل کردن به مهارتهای دینی زندگی هستش. مسئله بعدی که متوجه شدیم این بود که دیگران هم پا در میانی کرده بودند؛ از ریش سفیدها و بزرگان گرفته تا دادگاه خانواده و مشاورین و وکلا ، همه به این نتیجه رسیده بودند که باید طلاق بگیرند. برای آشتی آنها وارد شدم دیدم هیچ کدوم توی زندگی در برابر هم کوتاه نمی یان یه ضرب المثل معروفیه که می گه توی خونه اگه یکی آتشه یکی دیگه باید آب باشه که بتونه اونو خاموش کنه.